۱۳۹۵ بهمن ۲۸, پنجشنبه

باتلاق جازْموریان


باتلاق جازْموریان، یا جَزْموریان، حوضه‌ای آبریز و دریاچه‌ای به همین نام در جنوب شرقی ایران درجنوب کوه شاهسواران کرمان واقع شده‌است. حوضهٔ آبریز جازموریان با وسعـت ۶۹ هزار و۶۰۰ کیلومتر مربع، از لحاظ تقسیم‌بندی بخشی از حوضهٔ مسدود میانی ایران به شمار می‌آید. نیمـهٔ باختری این حوضـه بـه وسعت ۳۵۶۰۰ کیلومتر مربع در استان کرمان، و نیمهٔ خاوری آن به وسعـت ۰۰۰‘۳۴ کیلومتر مربع دراستان سیستان و بلوچستان جای دارد. دشتهای حاصلخیز جیرفت، فاریاب و رودبار جنوب در استان کرمان، و دشتهای ایرانشهر، بمپور، سردگان، دلگان، سرتختی و خاسپکه در استان سیستان و بلوچستان در محدودهٔ این حوضهٔ آبریز واقع‌اند. بعضی از این دشتها مانند دشت جیرفت و رودبار از مساعدترین نقاط فلات ایران برای کشت گیاهان گرمسیری به شمار می‌آیند. حوضهٔ آبریز جازموریان از شمال توسط کوههایلاله‌زار، جبال بارز و کوه شهسواران از حوضهٔ آبریز کویر لوت، و از جنوب توسط رشته کوههای زاگرس (کوههای بشاگرد) از حوضهٔ آبریز دریای عمان و خلیج فارس جدا می‌شود. حدود ۱۶۰‘۳۴ کیلومتر مربع از اراضی این حوضه را مناطق کوهستانی، و حدود ۴۰۰‘۳۲ کیلومتر مربع آن را دشتهـا و کوهپایـه‌ها، و حـدود ۰۰۰‘۳ کیلومتر مربع باقی‌مانده را باتلاقها و شوره‌زارها تشکیل می‌دهد. به سبب فقدان پوشش گیاهی مناسب در اراضی حوضه، به هنگام بارندگی سیلابهای شدیدی به راه می‌افتد که باعث می‌گردد تا آبهای حاصل از بارندگی کمتر در زمین نفوذ کند و از سوی دیگر فرسایش شدید خاک نیز زیانهای بسیاری به بار می‌آورد.در اصطلاح محلی پوشش گیاهی را جاز می‌نامند و انبوهی و کثرت آن را موریان می‌گویند. به همین سبب، این ناحیه به «جازموریان» معروف شده است.هَلیل رود و رود بمپور و چشمه عروس به این باتلاق وارد می‌شوند. اوّلی از کوه‌های کرمان سرچشمه می‌گیرد وپس از آبیاری جیرُفت به باتلاق می‌پیوندد ودوّمی از مشرق بلوچستان به سوی مشرق باتلاق جاری است و سومی از کوه لاله زار سرچشمه گرفته و بعد از آبیاری مزرعه‌های رابر به این باتلاق می‌ریزد.در حوضهٔ آبریز جازموریان آب همهٔ رودخانه‌ها و مسیلها به هامونِ (دریاچهٔ) جازموریان می‌ریزد. بخش عمده‌ای از زهکشی حوضـه را دو رودخانهٔ دائمی هلیل رود و بمپور به عمل می‌آورند. افزون بر این دو رودخانه، شماری آبراهه نیز وجود دارد که آب آنها مستقیماً وارد هامون جازموریان می‌شوند. در این حوضه ۹۱ رودخانهٔ کوچک و بزرگ جریان دارد که هلیل‌رود بزرگ‌ترین آنها ست. حجم آب این رودخانه بستگی به ذوب شدن برفهای انباشته شده در کوههای استان کرمان و ریزش باران دارد. کمبود ریزشهای جوی و بالا بودن درجهٔ حرارت و میزان تبخیر، دیگر رودهای این حوضه را به صورت رودهای کم‌آب فصلی و خشکرود و مسیل درآورده‌است. آب و هوای این منطقه به شدت متأثر از ارتفاع از سطح دریا و عرض جغرافیایی است و جزو اقلیمهای بیابانی به شمار می‌آید. بلندترین نقطهٔ حوضه که در دیواره‌های کوهستانـی شمال آن واقع است، حدود ۴۰۰‘۴ متر از سطح دریا ارتفاع دارد؛ این ارتفاع در چالهٔ جازموریان در نواحی مرکزی به حدود ۳۵۰ متر کاهش مـی‌یابد و از آنجا مجـدداً در جهت جنوب بـر ارتفـاع اراضی افزوده می‌شود تا آنکه به بلندیهای بشاگرد ختم می‌شود.میزان بارش سالانه در بلندیهای شمال حوضهٔ جازموریان میان ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلی‌متر در نوسان است، در حالی‌که در بخش گسترده و پست جنوبی میزان بارش از حدود ۱۰۰ میلی‌متر در سال تجاوز نمی‌کند. هرچند حوضهٔ آبریز جازموریان از لحاظ هیدرولوژیکی ایران بخشی از حوضهٔ آبریز مرکزی ایران است، اما از لحاظ اقلیم‌شناسی به علت دریافت رطوبت نسبی فراوان از دریای عمان، دارای شرایطی استثنایی و مستقل از نواحی مرکزی ایران است؛ به همین علت با وجود محدودیت بارشهای جوی و گرمای توان‌فرسا و تبخیر سالانهٔ بسیار بالا ــ که در بعضی نواحی بیش از ۵۰۰‘۴ میلی‌متر است ــ این حوضه از نظر امکان احیا و بازسازی و بهره‌برداری از منابع طبیعیِ تجدید شونده از امکانات مناسبی برخوردار است و به هیچ‌وجه با دیگر حوضه‌های مرکزی ایران قابل مقایسه نیست. در بخش مرکزی حوضهٔ آبریز جازموریان در حد فاصل استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان حفرهٔ بیضی شکلی وجود دارد که مقصد همهٔ آبهای سطحی این حوضه به سوی آن جریان دارد و به آن هامون یا دریاچهٔ جازموریان می‌گویند. وسعت هامون جازموریان به طور قابل ملاحظه‌ای در فصلهای مختلف سال متفاوت است و معمولاً در اواخر تابستان و یا اوایل پاییز خشک می‌گردد و به علت شیب کم دریاچه، کوچک‌ترین تغییر در حجم آبِ آن در سطح وسیعی منعکس می‌شود. سطح هامـون جازموریان در مواقعِ پرآبـی به حدود ۳۰۰‘۳ کیلومترمربع، و درازای آن بـه حـدود ۱۰۰ کیلومتر و پهنـای آن بـه بیش از ۴۵ کیلومتر مـی‌رسد. آب هامون جازمـوریان برخلاف دیگـر هامونهـای بستهٔ درونی ایران چندان شور نیست. علت این امر را فرورفتن آب و ساکن نماندن آن در دریاچه دانسته‌اند. بستر دریاچه از قلوه سنگ و لایه‌های شنـی و آهکی ساخته شده‌است که در نفوذ آب به منابع آبهای زیرزمینـی کمک می‌کند. منطقهٔ دریاچه که سواحل آن پیوسته در تغییر است، دارای زمینهای باتلاقی و لجن‌زار است؛ گیاهان آن کم است و فقط بعضی تپه‌های پوشیده از بوته و خار در آن دیده می‌شود. برپایهٔ پژوهشهای زمین‌شناسان، هامون جازموریان در دوره‌های اخیر زمین‌شناسی مسدود شده‌است و تا پیش از آن، آب رودخانه‌های هلیل‌رود و بمپور به دریای عمان می‌ریخته است؛ اما چین‌خوردگی زمین که بر اثر فرو رانشِ پوستهٔ اقیانوسی عمان در شمال مکران صورت گرفته، این منطقه را مسدود ساخته، و آن‌را به صورت هامون کنونی درآورده است؛ در نتیجه، دو رود نام‌برده محل جدیدی برای آبهای خود یافته، و دریاچهٔ جازموریان را تشکیل داده‌اند.در حاشیه جاز آثار زندگی در دوران باستان و قبل از میلاد مشاهده می شود که تپه باستانی در روستای زیارت میرمقداد یکی از نشانه های حیات در دوران باستان و مکانی پیشرفته در جازموریان بوده که تامین نیازهایش را قلاع کارگاهی مجاورش برعهده داشته اند. بومیان خود اعتقاد دارند نام قدیمی منطقه زِگِردی به معنای مکانی بزرگ و بدون پوشش در میان جنگل یا پوشش گیاهیست و در قدیم یکی از مقرهای میرچاکر رند یکی از شاهان مَکُران بوده که بیشتر به کشاورزی اختصاص داشته است. بطور کلی حوزه جازموریان از عهد باستان مکانی مهم برای کشاورزی و دامداری و تجارت بوده است.

۱۳۹۵ بهمن ۲۵, دوشنبه

شهردار جیرفت : اسکیمو فروش دیروز و زیرگذر ساز امروز

 مهندس امان الله مختاری شهردار جیرفت نوشت: زنده باد آن کس که جیرفت را بهشت چهار فصل نامید و آن را کُنام شیران و پلنگان خواند ،از صلابت و استواریش در فراز و نشیب روزگار سخن راند و برایش نام دروازه تمدن جهان را انتخاب کرد.
در ۲۰/۵/۴۸ در خانواده ای فقیر و پابرهنه دیده به جهان گشودم . آنطور که می گویند شانس درستی هم نداشتم زیرا از حداقل های زندگی محروم بودیم .
در مدرسه پهلوی یا وحدت کنونی دوران ابتدایی را در جوار کسانی گذراندم که پدرانشان، فرماندار، شهردار، رئیس و در یک کلمه کسانی بودند که دستشان به دهانشان می رسید .
کفش ها و لباس هایشان فاخر بود، ولی لباس من شلوار کُردی و کفشم دمپایی بود اما همتم در همان زمان از آنها بیشتر بود چرا که با فروختن آب یخ و اسکیمو فروشی مخارج زندگی ام را مهیا می کردم .
دبستان تمام شد و به مدرسه راهنمایی رازی یا شهید فاریابی کنونی رفتم .این دوران برایم سخت تر بود چرا که منبع درآمد پایداری در خانواده نداشتم و از طرفی نوجوانی با شلاق غرور بر جسم و روحم می نواخت و مرا چون چوب پنبه ای در امواج زندگی حیران کرده بود .
تا روزی از روزها از وانت سیمرغی که بلندگویی بر آن بود ونوحه «سوی دیار عاشقان» را می خواند زندگی ام تغییر صدوهشتاد درجه ای کرد و دلباخته دیار عاشقان شدم و در تاریخ ۱۵/۹/۶۳ به جبهه اعزام شدم .
رفت و برگشت هایم به دیار خوبان باعث شده بود تا سایر همسن و سالانم نیز همراهی ام کنند و برای خودمان انجمنی تشکیل داده بودیم و حال و هوایی داشتیم که قابل وصف نیست فقط خودمانی بگویم آنان که رفتند از ما نبودند آنها امانتی بودند که انگار فقط برای آن روزها به دنیا آمده بودند .
در عملیات ها بسی دست به دامان شهداء شدیم برای وصال و عاقبت بخیری ولی افسوس! خلاصه سالها گذشته است وهم اکنون گاهگاهی در خواب حال و هوایی پیدا می کنم و روز بعد را در پکری و بی حوصلگی بسر می برم ،این پکری و بی حوصلگی را شاید خیلی ها موجی بدانند البته هرچه از دوست رسد نیکوست و خدا آگاه بر قلب هاست
با این حال در این آمد و شدها از درس غافل نبودم . از دبیرستان امیر کبیر جیرفت در رشته ریاضی فیزیک راهی دانشگاه شیراز شدم.
این روزها همراه و همدمم جز بغض و اندوه و آه نبود و کسی درکم نمی کرد و برایم دل نمی سوزاند از اول ترم تا آخر ترم فقط یکبار به جیرفت می آمدم .و البته آخرین بار پس از ۱۴ ماه به جیرفت آمدم.
عاقلان فکر کنند که چرا در اوج جوانی چنین بودم .
جوانی را در فاصله زمانی جنگ بسیار در اوج و قبل و بعد از آن را در حضیض گذراندم تا اینکه در رشته مهندسی عمران از دانشگاه شیراز فارغ التحصیل شدم و راهی شهرم جیرفت گردیدم .
بواسطه عدم حامی مدتی را به تابلو سازی مشغول شدم و پس از آن راهی مناطق کرمان – بردسیر –گشمیران- انگهران و ریگ آباد شدم ولی همیشه در آرزوی نوکری مردم شهرم جیرفت بودم.
در دوران شهرداری آقای حمدالله محمدی به این شهرداری آمدم ولی مورد خشم و غضب بودم، نظراتم را قبول نداشتند و در بدنه مدیریت شهری جای نگرفتم.
پس از آن دوره ی شهرداری محمد سلطانی رسید که ابتدا گریزان از من بود و بعد ها با سفارش ها و اما و اگر های بسیاری وارد بدنه مدیریت شهری شدم و در مدت کوتاهی نوکری خود را اثبات نمودم.
ولی بعد از مدتی از شهرداری به اداره مسکن و شهرسازی رفتم تا در حال و هوایی دیگر خدمت کنم اما چه حاصل که توانم فوق العاده بود ولی میدان کاری نبود.
خلاصه دست حق از طریق مردان بی ادعایش برایم شهرداری جیرفت را رقم زد که گمشده خودم را یافتم .
سختی ها بسیار بود بگذار نگویم،چرا که شاید اشکی بر گونه ای جاری شود یا انگشت حسرتی به دندان گرفته شود یا باعث تاسف و شرمساری کسی یا کسانی شود.
در سه سال اول شهرداری مرد و مردانه با پرسنل زحمتکش شهرداری حقیقتا با سختی ها جنگیدیم و گره های کور را باز کردیم وددست اندر کاران گذشته را بخاطر بی توجهی و کارشکنی نقره داغ کردیم ولی افسوس بعد از مدتی حملات شب نامه ای و دیوار نویسی، تخریب در فضاهای مجازی، شعار نویسی بر روی در و دیوار منزل شخصی و درگیری های فیزیکی در ده ها مرحله شروع شد که لطف پروردگار با من بود.
گزارشات ناجوانمردانه وغیره را به من و پرسنل زحمتکش شهرداری بستند. اوج بی مهری ها از زمان کلنگ زنی زیرگذر حجر بن عدی (ره) شروع شد که کاملا زمین گیر شدیم به طوری که هر وقت از کرمان به جیرفت می آمدم از گردنه سربیژن تا گدار امیرالمومنین (ع) حداقل با سرعت صد کیلومتر سرازیر می شدم تا شاید قصه من هم در لابه لای آهن پاره ها تمام شود تا اگر احیانا جای کسی را تنگ کردم ، باز شود و دوباره بتوانند بر صندلی و میزی تکیه کنند که من برای آن پشیزی ارزش قائل نبوده ، نیستم و نخواهم بود.
خدای سبحان و مهدی موعود(عج) را به شهادت می گیرم که گردان من از مظلومترین گردان ها است .

افراد این گردان همه پا برهنه ،مظلوم ،خدوم ،زحمتکش، بلا دیده ،فروتن و خدمتگزار واقعی مردمند .
ولی چه کنیم که تاریخ همیشه تکرار می شود . امام حسین(ع) را فقط در سال ۶۱ هجری در کربلا نکشتند بلکه هرجا مظلومی را دیدید که به واسطه ی حقش کشته می شود حسین زمان و مظلوم است، و آن کس در برابر دژخیم ایستاده است، بدانید که خون حسین(ع) در رگ هایش جاری و ساری است .
با این وجود امروز طیف مدیرانی که در شهرداری کار می کنند بخاطر خدا و ارزش ها متحمل هرگونه خسران و زیانی هستند که برای این قشر تحمل این سختی ها از عسل هم شیرین تر است و از خدای سبحان می خواهم که در قیامت بر ما لطف فرماید .
آری زیرگذر حجربن عدی(ره) که طول آن ۵۶۰ متر وعرض آن ۹ متر است و عرشه آن نهصد متر مربع می باشد ، با اعتباری قریب به هشتاد میلیارد ریال که سی میلیارد ریال آن از محل کمک های دولتی و پنجاه میلیارد ریال نیز آن از عوارض مردم شریف بود که به دست توانای مهندسین شهرداری خاصه عزیزان زحمتکش شرافت مسلمی، عطا کمالی، یحیی سلیمانی، محمد پیام، حسین رودباری، برادران عزیز معصومی و خلاصه به همت همه مهندسین و پرسنل خدوم و زحمتکش شهرداری پس از سه و نیم سال در ۲۲ بهمن ۹۵ با حضور بزرگان شهر افتتاح و مورد استفاده قرار گرفت .
بگذریم زمستان گذشت ولی زغال ها هنوز رو سیاهند. برای زغال چه فرقی می کند که زمستان باشد یا تابستان یا به عبارتی نه آفتاب یاوه گویان از این داغتر می شود و نه قنبر که ما باشیم از این سیاهتر.
بگذاریم و بگذریم تا دیگران قضاوت کنند که چه کسانی با خضوع ، خشوع و بی منت کار کردند و سپر تیرهای بلا شدند تا شهرشان آباد شود.اگر خطایی هم کردند به مصداق آن بیت زیباست :
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
چه بهای سنگینی که پرداخت نکردیم و چه شب ها که دست به دامان شهدا نشدیم و چه روزهای سختی که خدا را به شهدا قسم دادیم که خدایا ما را بخاطر شهدا اگر خطایی هم کردیم ببخش و پروژه ما را به اتمام برسان.
در سخت ترین روزها به محضر حاج آقا کرمی امام جمعه محترم جیرفت رسیدم و از نابسامانی و گره کارها به ایشان التماس دعا گفتم ایشان در چند کلمه فرمود: اگر برای خدا باشد تمام می شود . آری برای خدا بود که تمام شد.
اگر کاری به اتمام رسید بدانید که برای خدا بود و چون او بهترین پشتیبانان است آن را تمام می کند.
شایسته می دانیم از عنایت امام جمعه محترم،نماینده محترم مردم جیرفت و عنبرآباد،اعضای محترم شورای تامین ، اعضای محترم شورای شهر، فرماندار محترم، اعضای محترم شورای اداری، اصناف و بازاریان و شهروندان فهیم جیرفت با نهایت احترام، قدردانی و سپاسگزاری کنم و حقیقتا باید به پیمانکاران صبور جیرفتی جناب حاج ماشاالله سعیدی و فرزندان، حاج زمان جلالی و فرزندان و حاج عباس دهدشتی و فرزندان درود فرستاد و قدردانی کرد.
مردم شریف و نجیب جیرفت به شهادت احد صمد می گویم که شورای شهر در این دو دوره یعنی دوره سوم و چهارم همواره مورد تهاجم یاوه گویانی بوده است که تشنه قدرتند نه شیفته ی خدمت ولی احسنت که با درایت ،شعور و هم اندیشی با سکوت و عمل دهان آنها را بستند و قضاوت را به شما واگذار کردند.
باور کنید میدان داری به تخصص و تعهد تنها نیست . میدان داری به ایمان و تجارب ارزشمند چندین ساله است ، به صبر و حوصله و فکوری است. میدان داری به غوغا سالاری و به دیگران نازیدن نیست به شایسته سالاری و متکی به خود بودن است.
تاریخ جیرفت این دو دوره شورای شهر یعنی دوره سوم و چهارم را از یاد نخواهد برد چرا که درتحریم های مختلف داخلی و خارجی لحظه ای غفلت نورزیدند و خدمت به مردم را برای خود افتخاری بس بزرگ می دانند .
لازم به ذکر است که در طی هفت سال شهرداری، فقط دوبار به تهران و پنج بار به کرمان رفتم مثل دیگران سفرهای خارجی نرفتم ، نه خودم و نه خانواده ام از هیچ مزیتی استفاده نکردیم .
مردم شریف و نجیب جیرفت، خدا را شاهد می گیرم اگر سد راهم نشده بودند خدمات ارزنده تری نیز ارائه می دادیم . باشد که خدای حکیم حق ما را از کسانی که ظلم کردند بستاند. گرچه ما معتقدیم که اگر دیر گیر است ولی سخت گیر است . به امید آن روز
بنده ی کمترین ،امان الله تراکمه مختاری
منبع: نشریه عبور


نابودی هلیل و جازموریان گزینه اصلی روی میز حاکمان استان کرمان


با احداث سد های بالا دستی بر روی سرشاخه های  هلیل و انتقال خط لوله آب ، اگر سالها باران ببارد آبی به هلیل رود نخواهد رسید و اینکه متولیان امر اجرای پروژه  می گویند انتقال آب برای تامین آب شرب است دروغ است زیرا کیفیت اجرای این پروژه و خط لوله انتقال آب، چیز دیگری را نشان می دهد  و در واقع این دهن کجی بزرگی به مردمان منطقه جنوب است .
حال که حاکمیت استان مصمم و با خیال آسوده در صدد اجرای این پروژه است باید گفت:که آنها کمر به نابودی جنوب بسته اند و تبعات منفی حاصل از اجرای این پروژه را در نظر نگرفته اند .
متاسفانه حاکمیت استان در مقابل اعتراض ها و نگرانی های مردم منطقه نیز پاسخی شفاف و قانع کننده نداشته است و این مهم موجبات نگرانی شدید مردم را از آینده منطقه به وجود آورده است.
کسی نمی تواند منکر این موضوع شود که خشکسالی های چند سال گذشته موجب شده تا شاهد مشکلات بسیاری در منطقه کرمان جنوبی باشیم.
اما متاسفانه حاکمیت استان بجای اینکه نیاز شدید منطقه  به آب را برطرف کند پا را در یک کفش کرده و اجرای پروژه ویرانگر انتقال آب را کلید زده است .
وضع حاکم در جنوب استان و کاهش بارندگی ها و مشکلات حاصل از این موضوع می طلبید تا متولیان امر دست مردم را بگیرند نه اینکه همان اندک آبی را که از سرشاخه های هلیل به منطقه سرازیر می شد را سد راه شوند و با انتقال آن به کرمان مشکلات مضاعف و در نهایت نابودی منطقه را رقم بزنند.
گرچه سیاسیون جنوبی به دلیل حفظ منافع سیاسی و شخصی در این رابطه سکوت کرده اند و این موضوع نشان از آن دارد که سیاسون جنوب بی عرضه هستند و قدرت اعتراض در راستای اجرای پروژه ویرانگر جنوب را ندارند .
گرچه حاکمیت استان در همه دولت ها به جنوب بی مهری های زیادی را روا داشته است و محرومیت منطقه خود گواه این مطلب است ولی بستن آب به روی مردمان جنوب از آن اقدامات عجیب و تامل برانگیز است و باید گفت : که نابودی هلیل و جازموریان گزینه روی میز حاکمیت استان است .سیاسیون دیار کریمان برای رفاه و آسایش مردم خود، آب را از گلوی خشک جنوب سلب می کنند ولی سیاسیون جنوب برای حفظ پست و مقام سرشان را همانند کبک زیر برف کرده اند و در این رابطه باید به انها دست مریزاد گفت .سیاسیون دیار کریمان حاضرند آب را به هر قیمتی که شده انتقال دهند ولی سیاسیون جنوبی حاضرند به هر قیمتی در صدد حفظ پست ،منافع سیاسی و شخصی خود باشند.
سیاسیون دیار کریمان با انتقال آب سرشاخه های هلیل جهت مصارف صنعتی می خواهند صنعت کرمان را توسعه بخشند ولی سیاسیون جنوبی خود را به خواب زده اند و انگار نه انگار که قرار است جنوب نابود شود.
سیاسیون دیار کریمان می خواهند آب سرشاخه های هلیل را به هفت باغ و صاحبان قدرت برسانند ولی سیاسیون جنوبی با رویی گشاده ناظر این بی عدالتی هستند و برای حاکمیت استان کف می زنند.
آری محرومیت جنوب حاصل میراثی به نام سکوت مسئولین منطقه است که هیچ وقت در مقابل زیاده خواهی های حاکمیت استان لب به اعتراض نگشود .
محرومیت جنوب استان حاصل سکوت مسئولانی است که نظاره گر صرف اعتبارات جنوب در شمال بودند و با حفظ پست سیاسی و منافع شخصی بر همه ی بی عدالتی ها چشم پوشی کردند.سیاسیون جنوب چه زمانی به خود می آیند ؟گرچه امیدی به آنها نیست زیرا آنها قطعا حفظ منافع سیاسی را به نابودی منطقه ترجیح می دهند.
با چه زبانی باید گفت که انتقال اب سرشاخه های هلیل منطقه را نابود خواهد کرد!؟ امید است تا مسئولان و سیاسیون جنوب با حفظ اتحاد یکبار هم که شده در مقابل زیاده خواهی ها ایستادگی نمایند و حق مردم جنوب را به آنها برگردانند.

۱۳۹۵ بهمن ۱۶, شنبه

داستان مظلومیت مردم جنوب ( کرانه هلیل تا جازموریان)


در سال ها نچندان دور مردمی در صلح و صفا ارامش در کنار تالابی به وسعت دریاچه ای  به کشاورزی و دامداری و گاه ماهیگیری  مشغول بودن و در فصول سال میزبان پرندگان مهاجر بودن   به ناگه آب کم کم کمتر شد
 مردم ان دیار  به دنبال اب امدند و امدن تا اینکه که به دیوار لعنتی وبزرگ بنام سدجیرفت برخورد کردند که تا چشم کارمیکرد عظمت این دیوار لعنتی وخانمان سوز بود و دیگر نتواستند  دیوار  را بشکافند و به خانه برگشتند و از همان آب کمی که در تالاب باقی مانده بود استفاده کردن تا این که اب تالاب ب دلیل نیامدن باران و وجود سد بی خاصیت خشک شد و کشاورزی ها نابود شدند و دام ها تلف و طعمه حیوانات و لاشخورها شدند

و  دیگر صدای آواز پرندگان مهاجر و خوش صدا در آن دیار شنیده نشد

با خشک شدن تالاب و باد هایی که به باد شمال معرف است و روز ها و روزها  در حال وزیدن بود ، این بار  گرد و خاک های کف تالاب را به همراه داشت و تمامی هم نداشت تالاب به بیابانی همچون کویری بی اب علف تبدیل شده بود دیگر کسی از دست این باد و گرد خاک هایی که ماه ها و ماه ها ادامه داشت در امان نبودند
و دیگر امیدی به زندگی در ان دیار نداشتند.وکسی از حال وروزگارشان باخبر نبود.
 مجبور به کوچ از ان دیار شدند و برای نجات فرزندان بی نوا از گرسنگی مجبور به کارگری در گلخانه ها و مزارع بلاد های دیگر  شدند.آن هم به چه فلاکت وخاری خدانصیب هیچ بشری نکند.
 و هم اکنون مردم ان دیار با صفا به سختی و مشقت در حال سپری کردن ادامه حیاط هستند

اما این پایان ماجرا نبود در بالا دست تالاب و در حاشیه رودی که مردمی که   7000سال در ان محل زندگی میکردند و از سهم کمی که از آب پشت دیوار جهنمی داشتند استفاده میکردند که ناگه متوجه کمی آب شدن
وقتی علت را از حاکمان شهر جویا شدن خبر از دو دیوار دیگر در بالا دست شدن و ی لوله جهنمی که گویا قرار است آب را به مزارع و باغات شخصی حاکمان و اطرافیان و ثروتمندان  رسانند

 ولی این بار مردمان ان دیار 7000هزار ساله به حاکمان ظالم دوران  معترض شدن فریاد سر دادند و این فریاد تا تالاب رسیده  و بیداری این مردمان خواب الود و بی نوا در پی داشت
این بیداری  در حال شکل گیری ایست  این بار با وحدت همدلی و اتحاد و همصدایی گوش فلک را کر خواهیم کرد
 و حق چندین ساله  این مظلومان را پس خواهیم گرفت و دوباره تالاب را پر آب و با  گرد و خاک خداحافظی ، و با پرندگان مهاجر آشتی خواهیم کرد

به امید احیای دوباره رود هلیل کهن و تالاب بین المللی جازموریان و ادامه حیات در این سرزمین

۱۳۹۵ بهمن ۸, جمعه

تمدن جیرفت ایران کهن ترین تمدن جهان


تمدن جیرفت ایران کهن ترین تمدن جهان

در زمانی که همه تصور می کردند سومریان نقطه آغاز تمدن بشریت هستند ، نگین مردمان باستانی هلیل رود واقع در جیرفت جنوب استان کرمان ایران زمین درخشید تا دوباره جهان از شگفتی مردمان باستان ساکن سرزمین پرشیا متحیر بمانند . مردمانی که به گفته پرفوسور مجیدزاده ، حدوداً بین 5000 سال تا 10500 سال پیش قدمت دارند . آثار و اشیای یافت شده از این تمدن چنان ظرافت و زیبایی خاصی دارند که قابل مقایسه با هیچ تمدن دیگری نیستند
كشف كهن ترین خط نوشتاری جهان در جیرفت ایران
تمدن جیرفت ایران قدیمی تر از تمدن بین النهرین و قدیمی تر از تمدن سومر بوده است
مدتها تصور می‌شد که کهن ترین تمدن جهان در سومر عراق پای گرفته است اما کشف یک زیگورات (معبد) با قدمت بیش از پنج هزار سال، آثار سنگی بسیار و همچنین کتیبه‌های آجری به خطی ناشناخته از منطقه جیرفت باعث شد باستان شناسان دربارهٔ دانسته‌ها و ادعاهای پیشین خود تجدید نظر کنند.
در این زمان تمدنی کشف شد که قدیمی ترین و وسیع تر از تمدن بین النهرین بوده است . هم چنین مطالعات و کاوش ها نشان می دهد که جیرفت بزرگترین مرکز تجاری جهان بوده است .
شرایط مطلوب آب و هوایی در جیرفت و وجود انواع محصولات کشاورزی موجب شد تمدنی در این منطقه شکل بگیرد که در دوره باستان بهشت جهان محسوب می شده است .
آنان با بررسی دوبارهٔ کتیبه‌هایی که از پیش در مناطق مهم باستانی کشف شده بودند، سعی کردند اطلاعات بیشتری دربارهٔ این تمدن عظیم و ناشناخته به دست آورند و در نهایت پس از تحقیقات فراوان، به تعدادی کتیبه دست یافتند. در یکی از این اسناد که از خرابه‌های شهر اوروك (در جنوب بین النهرین) به دست آمده است، داستان کشمکش میان پادشاه سومر با فرمانروای سرزمین ثروتمندی به نام ارت(جیرفت ایران) ثبت شده بود و در کتیبه دیگر، پادشاه سومری سعی کرده بود با گذر از شهر شوش و ۷ رشته کوه، به سرزمین ارت حمله کند.
بررسی دقیق اینکه کتیبه ها و آثار کشف شده این فرضیه را به اثبات نزدیک می کند که شهر افسانه ای و کمشده ارت که در شرق ایران قرار داشته به احتمال زیاد همان شهر جیرفت است .
در داستان های باستانی سومری از کشوری به ‌نام اربَتّە (اربت) سخن رفته، که نسبت به میان‌ رودان در مشرق‌ زمین واقع شده بود. گفته شده ارته ( جیرفت ایران )کشور پهناوری بود، و نخستین پادشاهی جهان را داشت، و سرزمینها و اقوام منطقه را زیر نفوذ فرهنگی خود اداره می کرد، عدالت را در جهان بر قرار، و مردم را با قانون آشنا کرده، و به آنها یاد داده برادرانه در کنار یکدیگر زندگی کنند، و به دینها و عقاید یکدیگر احترام بگذارند، و از تعدی بهم خودداری کنند. اهل تاریخ از این تمدن بی ‌خبر بودند، تا آنکه در سال ۱۳۷۹ نشانه های یک تمدن بزرگ و کهن یافت شد. تمدنی در مرکز جنوب شرق ایران‌، که کلیت نظریۀ پیدایش تمدن های جهانی را زیر و رو کرد زیرا معلوم گردید که اینجا زادگاه و گهواره تمدن است.
از آثار کشف شده در حوزهٔ تمدن جیرفت می‌توان به ظروف و پلاک‌های سنگی با نقوش بسیار ظریف از موجوداتی چون عقاب، عقرب و پلنگ اشاره کرد که نظیر آنها در هیچ یک از محوطه‌های باستانی جهان کشف نشده است.
شاید ادامه اکتشافات و تحقیق روی آثار کشف شده ، باستان شناسان به این نتیجه برسند که از این پس به جای بین النهرین عراق ، می بایست جیرفت ایران را مهد کهن ترین تمدن بشری در جهان نامید
پروفسور هالی پیتمن، عضو گروه باستان‌شناسی تمدن جیرفت می‌گوید: ((در آمریكا از کاوش‌های جیرفت، به عنوان بزرگ‌ترین طرح باستان‌شناسی خاورمیانه یاد می‌شود. در فرانسه ، انگلستان ، ایتالیا و دیگر کشورهای جهان نیز اهمیت تمدن جیرفت پذیرفته شده و بحث‌ها بیشتر روی جزئیات آن است، مقالات و پژوهش‌های درج شده در نشریات و مجلات معتبر و چاپ کتاب‌های متعدد، تاییدکننده این رویکرد است. بسیاری از پژوهشگران، مورخان و کارشناسان اعتقاد دارند اگر در ۵۰ سال آینده قرار است اتفاق مهمی در باستان‌شناسی جهان رخ دهد، به یقین در جیرفت و منطقه جنوب شرقی ایران خواهد بود.))

۱۳۹۵ دی ۳۰, پنجشنبه

کرم خراط در کمین درختان گردو در بخش ساردوئیه

yousef Shahdadi:
بخش ساردوئیه قطب تولید گردو در شهرستان جیرفت می باشد منطقه کوهستانی که که از پل هنزا در بخش هنزاء در شهرستان رابر ابتدای حوزه استحفاظی شهرستان جیرفت تا منطقه دلفارد که متعلق به بخش ساردوئیه می باشد انبوه درختان گردو در روستا های بخش ساردوئیه شاهد هستیم محصول اکثریت روستاهای ساردوئیه درخت گردو می باشد که از لحاظ کیفیت مغز گردو این منطقه عالی می باشد بخش ساردوئیه پتانسیل سرمایه گذاری در تولید وکشت درخت گردو را دارد با اصلاح نژاد درخت گردو واصلاح باغات گردو در بخش می توان کامهای بزرگی برداشت با مدیریت باغات گردو در منطقه می توان تولید سرمایه واشتغال نمود که باعث پشرفت در منطقه شود اکثریت روستاهای بخش وساکنان وکشاورزان وباغداران منطقه ساردوئیه اقتصاد خانوارهاي انها بستگی به باغهای گردو در منطقه دارد بنابراین با وجود افت کرم خراط والوده شدن باغات گردو منطقه به کرم خراط اقتصاد خانوارهاي روستایی منطقه ساردوئیه با خطر مواجه می شوند لذا اداره جهاد کشاورزی بخش ساردوئیه باید اقدامات اساسی جهت مقابله با این افت در باغهای گردو منطقه انجام دهد تا جلوی رشد وهمه گیر شدن این افت که بلای باغهای گردو منطقه می شود گرفته شود .
همرز بودن بخش ساردوئیه با شهرستان رابر والوده بودن باغات گردوی این مناطق باعث می گردد افت کرم خراط با سرعت هر چه بیشتر به باغهای گردو هم مرز با شهرستان رابر سرایت کند لذا جهاد کشاورزی مبارزه همگانی ومیدانی را در مناطق گردو خیز بخش ساردوئیه که با روستاهای که باغات الوده دارند اقدامات لازم را انجام دهد اموزش کشاورزان توزیع چسب اکواریم وسم وسیمهای مفتولی در روستا های الوده به افت کرم خراط در باغات گردو جهت جلوگیری وریشه کن کردن این افت اقدامات لازم انجام گردد امید می رود مسوولان بخش ساردوئیه و اداره جهاد کشاورزی بخش ساردوئیه جهت مقابله با این آفت که بلای جان گردوهای منطقه ساردوئیه می شود همه پتانسیلهایی خود جهت مقابله با این افت بسیج شوند و از مسوولان شهرستانی واستانی بخصوص سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان منطقه جیرفت وکهنوج وهمچنین فرمانداری شهرستان جیرفت واستانداری کرمان درخواست کمک شود تا به یاری باغداران وگردو گاران منطقه امده تا این درخت در منطقه ساردوئیه استوار مانده تا مردم منطقه که اقتصاد خانوارهاي انها از این راه تامین می گردد زیان دیده نشوند وشاهد شکوفایی منطقه باشیم
yousef Shahdadi:
کرم خراط جزو آفت‌هاي ثانويه گردو است و بهترين راه مبارزه با آن تغذيه مناسب درخت از طريق آبياري و کود حيواني است. کرم خراط دوست دارد، شاخه‌هاي خشکيده گردو را بخورد و اگر با آبياري مناسب و کود حيواني به آن رسيدگي شود در نتيجه با زنده نگه داشتن بوته خيلي سريع مي‌توان با اين آفت مبارزه کرد باغداران توجه داشته باشند که در هنگام آبياري درخت بايد به شکلي در مرکز جزيره‌اي قرار گيرد تا آب با تنه برخورد نکند و در همان شيارهايي که در اطراف درخت ايجاد مي‌شود.
کود حيواني در گودال‌هايي به عمق نيم متر قرار گيرد. اگر اين اقدامات دير آغاز شده و درخت به کرم خراط آلوده شود بايد شاخه‌هاي خشکيده هرس و سوزانده شوند بايستي در اينصورت کرم هاي موجود در سوراخ هاي درخت از طريق وارد کردن سيمهاي فلزي نازک کشته شوند و محفظه‌ها با خمير آنتي تارلو پر شوند . اگر درختان گردو با تنش کم آبي مواجه شده باشند به آفاتي نظير کرم خراط آلوده مي شوند اين آفت به شاخه هاي خشک درختان بيشتر حمله مي کند به همين دليل در صورتي که درختان تحت تنش باشند شيوع اين آفت در باغها بيشتر مي شود. شيوع اين آفت در ميان درختان گردو بخش ساردوئیه گزارش شده است شيوع کرم خراط مي تواند موجبات از بين رفتن محصول گردوکاران را سبب گردد لذا بايد تلاش شود تا از گسترش آن جلوگيري نمود.
استفاده از سموم تدفيني،خارج کردن لاروهاي کرم خراط با استفاده از سيم‌هاي مفتولي، کودهي و آبياري صحيح و به موقع درختان را از بهترين روش‌هاي دفع اين آفت می باشد .
بهره برداران و گردوکاران از جايگزيني روش‌هاي سنتي بدون مشورت با کارشناسان جهادکشاورزي خودداري کنند. مبارزه با کرم خراط آسان‌تر و کم‌هزينه‌تر است و بهترين راه مبارزه با آن تغذيه مناسب درخت از طريق آبياري و کود حيواني است .
کشاورزان باید در صورت مشاهده لکه های چرب یا خاک به صورت پودر شده در مزارع با کارشناسان کشاورزی مشورت کنند تا از نابودی محصولاتشان با آفت کرم خراط جلوگیری شود . لارو کرم خراط درون چوب مخفی می شود و سم پاشی برای مقابله با این آفت موثر نیست و باید با فرو بردن سیم مفتولی آغشته به سم در داخل دالان های فعال و بستن دالان، لارو را از بین برد.آفت کرم خراط ، به سراغ درختانی می رود که تشنه و ضعیف رها شده اند و به تدریج سبب از بین رفتن درختان و خشک شدن آن می شود.استفاده از کود مناسب برای تقویت درختان و همچنین هرس سرشاخه های تازه آلوده شده و سوزندان آن نیز از جمله راههای پیشگیری از آلودگی درختان به آفت کرم خراط و مبارزه با آن است .

۱۳۹۵ دی ۲۱, سه‌شنبه

پیام تسلیت به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام




انالله و انا الیه راجعون 

خبر درگذشت جانگداز مجاهد فقیه ، یار دیرین امام (ره)، یاور روزهای سخت انقلاب و رهبری، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی، شوکی بزرگ بر پیکر ملت شریف ایران بود و موج عظیمی از غم و اندوه را در سر تا سر کشور رقم زد . 
مبارزات مستمر این شخصیت عالیقدر در راه برپایی حاکمیت دینی در دوران پیش از انقلاب و حضور موثر و تعیین کننده او در همه عرصه‌های انقلاب از آغاز تا امروز از وی شخصیتی ممتاز و تکرار نشدنی در تاریخ معاصر ایران ساخته است.
ایشان پس از عمری مجاهدت و تلاش بی وقفه در راه اسلام و انقلاب به یار دیرین خود امام خمینی(ره) پیوستند و یاد و خاطره ایشان تداعی گر روزهای پیروزی و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی است و تلاش های دلسوزانه ایشان برای مجد و عظمت ایران اسلامی همواره بر تارک تاریخ این سرزمین خواهد درخشید.
و بر همین اساس ضمن ارج نهادن به خدمات ارزشمند و عمر بابرکت این عالم مجاهد، مراتب تسلیت و تعزیت خود را به پیشگاه امام عصر (عج)، رهبر معظم انقلاب، ملت عزیز ایران و مردم روستا سه چشمه ساردوئیه از توابع شهرستان جیرفت ابراز می دارم و از خداوند متعال علو درجات را برای ایشان مسالت دارم.
یوسف شهدادی 
مسئول شورای اسلامی روستا سه چشمه ساردوئیه درشهرستان جیرفت