۱۳۹۶ فروردین ۲۵, جمعه

امیر رضا شهدادی نونهال سه چشمه ای عنوان قهرمانی مسابقات تکواندو جنوب استان کرمان را کسب کرد

امیر رضا شهدادی فرزند نورعلی نونهال ساکن روستا سه چشمه ساردوئیه از توابع بخش ساردوئیه درشهرستان جیرفت در مسابقات قهرمانی تکواندو جنوب استان کرمان که در شهر قلعه گنج اولین دوره ان به عنوان یادواره شهدای ورزشکار شهرقعله گنج برگزار گردد شرکت نمود که پس از وزن کشی در وزن 22کیلوگرم مسابقات خود را اغاز کرد و پس از شکست حریفان خود به فینال این دوره از مسابقات راه پیدا کرد که در فینال مسابقات با شکست تکواندو کار جیرفتی امیر اسماعیل مسلمی عنوان قهرمانی این دوره از مسابقات وکسب مدال طلا را از ان خود کرد کسب مقام قهرمانی این نونهال سه چشمه ای برگ زرین دیگر از افتخارات جامعه ورزشی روستایی سه چشمه می باشد کسب این عنوان قهرمانی را به این نونهال عزیز ، خانواده محترمشان که از مشوق های اصلی این نونهال عزیز می باشند وهمچنین به جوانان واهالی ورزش دوست روستا سه چشمه ساردوئیه تبریک گفته وامیدواریم در مراحل بعدی ومسابقات دیگر دوباره برای جامعه ورزشی روستایی سه چشمه عناوین قهرمانی گوناگون دیگر کسب نماید 





۱۳۹۶ فروردین ۲۳, چهارشنبه

گرو کشی به سبک احمدی نژاد



🔻احمدی نژاد هم ثبت نام کرد. او توصیه رهبری را امر مولوی تلقی نکرد و وارد میدان انتخابات شد. او چه هدفی را دنبال می کند و هدفش از این بازی جدید چیست؟ پیامدهای این تصمیم چه خواهد بود و در کلیت نظام و در درون نیروهای سیاسی چه واکنشی را به همراه خواهد آورد؟

➖اول- مهمترین هدف احمدی نژاد این است که موجی برای حمایت از خودش ایجاد کند و آن را در مقابل رهبری قرار دهد تا رهبری از نظر خودش عقب بنشیند و با حضور او در انتخابات مخالفت نکند. این روشی است که از گذشته در دستور کار او قرار داشت: قرار دادن رهبری و نظام در کار انجام شده و تسلیم کردن دیگران به تصمیمات و مجبور کردن آنان به حمایت از خود. در کنار زدن علی لاریجانی از شورای عالی امنیت ملی و موارد مشابه موفق شد و در جریان عزل وزیر اطلاعات آن زمان موفق نشد و اکنون بار دیگر همان بازی را با رودررو قرار دادن بخشی از جامعه با رهبری آغاز کرده است

➖دوم- با این کار احمدی نژاد در مذاکره با نظام قدرت چانه زنی پیدا کرده است به این معنا که می تواند برای کنار کشیدن از صحنه انتخابات، شرط بگذارد و طبعا تایید صلاحیت بقایی یکی از این شرایط است. او می داند که از امروز موج هواداران او در مقابل نظر رهبری قرار می گیرند و از رهبری می خواهند که نظرش را عوض کند و اگر رهبری این کار را نکند دستکم به شورای نگهبان سفارش کند که صلاحیت بقایی را تایید کنند.

➖سوم- احمدی نژاد با این کار استقلال فردی خودش را به همگان ثابت کرده است و همین امر برای کسانی جذابیت دارد. حال اگر رهبری از موضع خودش عقب بکشد، او به قهرمان انتخابات 96 تبدیل می شود و اگر رهبری بر نظر خودش بایستد مجبور است هزینه مقابله با احمدی نژاد و موج هواداران او را بپردازد که طبعا هزینه ناخواسته ای است. این وضعیت برای احمدی نژاد بهترین است و زمینه را فراهم می کند که همه مخالفان و منتقدان رهبری و نظام به سوی او جلب شوند. این کار طبعا به زیان کشور و نظام است اما بخشی از منتقدان از هر کسی که وضعیت را خراب تر کند استقبال می کنند!

➖چهارم- اصولگرایان در وضعیت جدید دچار تعارضات درونی بیشتری خواهند شد. بعید است که آنان در این شرایط راضی به احمدی نژاد یا نامزد مورد حمایت او از جمله بقایی بشوند. در وضعیتی که خود جمنا و دیگر تشکلهای اصولگرا دچار تفرقه جدی هستند، این شیوه برخورد احمدی نژاد بحران در این جریان را بیشتر و بیشتر خواهد کرد. باید انتظار داشت که بخشی از اصولگرایان حضور احمدی نژاد را فرصتی برای رقابت با روحانی بدانند و از او حمایت کنند و همین امر تفرقه در درون اصولگرایان را بیشتر خواهد کرد.

➖پنجم- مشاوران احمدی نژاد - البته اگر مشاورانی داشته باشد و خودرایی خودش عامل این تصمیم نبوده باشد – او را در شرایط بسیار متفاوتی از گذشته قرار داده اند. او یا موفق می شود یک جریان سومی را در صحنه سیاسی کشور خلق کند یا برای همیشه از عرصه قدرت انقلاب کنار گذاشته خواهد شد. او باید بداند که تصمیم به شرکت در انتخابات، مقابله با رهبری است و رهبری نمی تواند تسلیم این بازی ماجراجویانه او شود و بعد از آن به آسانی رهبری کند. با شناختی که از رهبری داریم ایشان تسلیم بازی احمدی نژاد نخواهد شد ولو آن که هزینه تازه ای از سوی احمدی نژاد بر نظام تحمیل شود.

➖ششم- اصلاح طلبان از این ماجرا اصلا خوشحال نباید باشند. غالب اصلاح طلبان درون نظام به رهبری نزدیکترند تا احمدی نژاد و او را برای نظام و انقلاب خطرناک می دانند. آنان از رهبری گلایه دارند که در گذشته آبروی خودش و نهادهای حاکمیتی نظام را خرج به قدرت رسیدن فردی مانند احمدی نژاد کرد و بسیاری از یاران امام را از عرصه خدمت کنار گذاشت اما اصلاح طلبان دلسوز نظامند و حاضر نیستند بحرانهایی برای نظام درست شود که اساس آن را تهدید کند و حتی به تضعیف جایگاه رهبری بیانجامد. آنان بارها خواستار گفتگوی ملی و آشتی ملی شدند تا نیروهای انقلاب به هم نزدیک شوند و فرصت ایجاد تفرقه برای کسانی از جنس احمدی نژاد ایجاد نشود. امیدواریم همه اصلاح طلبان در این شرایط بر این مواضع اصولی خود بایستند و بازی ماجراجویانه احمدی نژاد آنان را به اشتباه نیاندازد.

۱۳۹۶ فروردین ۱۹, شنبه

سرمازدگی در درختان میوه و روشهای محافظت از ان

مقدمه
اکثر درختان میوه منطقه معتدله در معرض یخبندان زمستان یا سرما زدگی بهاره قرار می گیرند که این امر موجب خسارتهای شدید اقتصادی می گردد. حتی آن دسته از مناطق تولید میوه که در موقعیتهای جغرافیایی خاص احداث می شوند که خسارت وارده ناشی از سرما در آنها به حداقل کاهش داده شده نیز بعضا با این حوادث مواجه   می گردند. باغداران کاملا از نتایج زیانبار عدم محافظت درختان در برابر سرمای زمستان مطلع هستند. لذا اعتقاد به مقاومت در برابر سرما به عنوان یک پدیده و ابزار کمکی برای جلوگیری از بروز خسارت ناشی از سرما از نظر باغداران از اهمیت اساسی برخوردار است. گیاهان درحال رشد غیر مقاوم بوده و قادر به مقاوم شدن نیستند. لذا رکود در طول ماههای سرد زمستان برای بقائ گیاهان و درختان میوه ضروری می باشد. درختان میوه در زیستگاهای طبیعی خود به ندرت توسط سرما صدمه می بینند زیرا در آنها مکانیسم سازگاری در آنها توسعه یافته است که به آنها اجازه می دهد در طول شرایط آب و هوایی شدید زمستان به حالت رکود بروند.
یخ زدگی  زمستانه
عامل پراکندگی گونه های مختلف درختان میوه در روی کره زمین مقاومت یا حساسیت درختان به سرمای زمستانه می¬باشد. در مناطق سرد از ارقام مقاوم به سرما و از پایه های مقاوم به سرما استفاده می شود. در اثر سرمای بیش از حد  زمستان، گونه های پوست نازک شکاف خورده و در اثر یخبندان شاخه ها سیاه می شوند. در گیاهان چوبی مقاوم، در اثر یک سری تغییراتی که حاصل می شود در اواخر تابستان و پاییز موجب مقاوم شدن آنها در برابر سرما می گردد. در طی مقاوم شدن درختان تغیرات زیادی در درختان صورت می پذیرد. اولین مرحله مقاوم شدن توسط روزهای کوتاه شروع می شود که منجر به توقف رشد می شود. دومین مرحله مقاوم شدن مستلزم دمای پایین        می باشد که مواد محرک مقاومت ساخته می شود. تدابیر زراعی در مقاومت کونه های درختان میوه تاثیر بسزایی دارد. ازجمله تجمع کربوهیدراتها کافی در درختان میوه و اندامهای آن موجب افزایش مقاومت در برابر سرما              می گردد. آبیاری بی رویه، دادن کود ازته بیش از حد، محصول زیاد ، ریزش زود هنگام برگها، تولید محصول بیشتر، هرس زود هنگام موجب کاهش مقاومت درختان میوه می شود. پایه های درختان میوه نیز در میزان مقاومت آنها به سرمای زمستانه متفاوت می باشد. برای مثال پایه های سیب مالینگ 19 و 2، پایه مالینگ مرتون 104 و 111 مقاوم به سرما هستند. در گلابی هنگامی که روی پایه بذری پیوند شده و از میان پایه اولدهام استفاده می شود، مقاومت در برابر سرما فزایش می یابد. پایه محلب که برای گیلاس به کار برده می شود مقاوم به سرما می باشد. پایه نارنج سه برگ مقاوم به سرما بوده و برای مرکبات به کار برده می شوند. پایه آلوی ماریانا نیز مقاوم به سرما بوده و برای آلو و هلو مورد استفاده قرار می گیرد.
سرما زدگی بهاره
سرمای دیررس بهاره موجب آسیب دیدن جوانه های تازه بیدار شده درختان میوه می شوند و در صورت دیررس بودن بیشتر این نوع سرماها، حتی به میوهای تازه تشکیل شده نیز خسارت وارد می کند. جوانه های بارور در حال رکود به سرمای زمستانه مقاوم هستند اما مقاومت آنها هنگام بیدار شدن جوانه ها کاهش می یابد. به طور کلی جوانه های گل در دمای 2- و 3- درجه سانتیگراد از بین می روند. میوهای تازه تشکیل شده نسبت به گلها حساس تر هستند و در منفی 0.5- درجه سانتیگراد آسیب می بینند. در اوایل بهار جبهه های سرد هوا در منطقه پرورش درختان میوه و در شبهای بدون ابر موجب خسارت دیدن جوانه درختان میوه می گردد. 
روشهای جلوگیری از سرمای زدگی بهاره 
روشهای مختلفی برای جلوگیری از سرمای دیررس بهاره وجود دارد که می تواند جوانه های گل و میوهای تازه تشکیل شده درختان میوه را از سرما زدگی محافظت کند.
1- انتخاب ارقام دیر گل
در مناطقی که احتمال خطر سر مایه دیر رس بهاره است با توجه به تاریخ گلدهی ارقام مختلف یک گونه درختی می توان از ارقام دیر گل استفاده کرد این ارقام با توجه به دیر بازکردن گل کمتر با سرما های دیر رس بهاره مواجه می شوند اخیرا در برخی مناطق از بادام های دیر گل استفاده به عمل می¬آید.
2- استفاده از ترکیبات شیمیایی
استفاده از اتفن درختان میوه هسته دار در پاییز موجب دیر باز شدن جوانه ها به مدت 12-4 .روز در بهار می شود. استفاده از هورمون نفتالین استیک اسید در بهار موجب تا خیر 2-1 هفته در زمان گلدهی درختان می گردد 
3- موقعیت و محل باغ
در مناطق شیب دار و کنار تپه های ماهور در صورت احتمال وجود سرما های دیر رس بهاره محل باغ را در شیب های شمالی انتخاب می کنند تا در اوایل بهار دیر تر گر م شده و موجب تاخیر در بیدار شدن جوانه ها گردد. ایجاد باغ میوه در کنار جنگل ها، رود خانه ها، برکه ها و کنار سواحل که دارای هوای مرطوب و نقطه شبنم بالا هستند آسیب های سرمای بهاره را کاهش می دهد.
4- پاشیدن آب بر روی درختان
پاشیدن آب بر روی شاخه های  درختان میوه در دمای صفر درجه سانتیگراد موجب تشکیل یخ می شود. به ازای هر لیتر آب که یخ می شود 80 کیلو کالری گرما آزاد می شود.گرمای آزاد شده موجب گرم شدن اجسامی که در تماس با آب هستند می¬شود در ضمن تشکیل یک لایه نسبتا عایق یخ در اطراف جوانه موجب می¬شود تا دمای جوانه از صفر درجه سانتیگراد پایین نیاید برای این منظور می¬توان از سیستم آبیاری بارانی استفاده کرد و یا توسط محلول پاش¬ها روی درختان میوه آب پاشید. پاشیدن آب باید در دمای صفر درجه سانتی¬گراد انجام گیرد.
5- تدابیر زراعی
نوع سطح خاک در محافظت دمای هوا تاثیر دارد و اختلاف دمای حدود 1/7 درجه سانتی گراد ایجاد میکند. برای محافظت در برابر سرما و یخبندان های ناشی از تشعشع، خاک باید مرطوب و عاری از علف های هرز و شخم نخورده باشد.  زیرا زمین شخم خورده دارای هوای بیشتر بوده و گرمای ویژه کمتری دارد از این رو خاک شخم خورده سریع تر سرد می¬شود اما خاک های مرطوب دیرگرم شده و دیر تر دمای خود را از دست میدهند علفهای سطح خاک نیز نوعی هدایت کننده گرما ارخاک به هوا می باشند تدابیر زارعی ذکر شده یخ زده گی را در لایه 15سانتی متر سطح خاک به تاخیر می اندازد و بویژه برای جلو گیری از سرما زدگی گیاهانی همچون توت فرنگی و انگور موثر واقع می گردد.
6-گرم کردن باغ توسط بخاری های باغی
کار گذاشتن بخاری یا پلارهای باغی در قسمت های مختلف باغ و سوزاندن موادی همچون چوب نفت یا گازوییل موجب گرم شدن باغ می گردد. این روش در مناطق سردسیری ممکن است تاثیر زیادی نداشته باشد اما در مناطق نیمه گرمسیری مثلا در باغات مرکبات، انار، انجیر زیتون و غیره می¬تواند موثر واقع شود.
7- ایجاد دود برای کاهش تشعشع
در شب های که احتمال بروز سرما می باشد با سوزاندن کاه وکلش و مواد دیگر موجب ایجاد دود در هوای باز گردید ذرات معلق در هوا هر چقدر بیشتر باشد انعکاس حرارت به سقف آسمان تقلیل می یابد زیرا تشعشع حرارت که با طول موج های بلند به طرف آسمان منعکس می شود توسط ذرات هوا جذب شده و دمای باغ را حفظ می کنند
8- ایجاد بادشکن در اطراف باغ
کشت درختان باد شکن همچون چنار زبان گنجشک، افرا و غیره در جهت شمالی که باد های سرد می¬زود موجب محافظت درختان میوه از سرما می شود.

قنات ( کهریز یا کاهریز )

ایرانیان باستان در چندین هزار سال قبل دست به ابتکار جدیدی زده که آن را قنات یا کهریز نام گذارده‌اند. با این اختراع که در نوع خود در جهان تاکنون بی‌نظیر است، می‌توان مقدار قابل توجهی از آبهای زیرزمینی را جمع آوری کرد و به سطح زمین رساند، که همانند چشمه‌های طبیعی ، آب آن در تمام طول سال بدون هیچ کمکی از درون زمین به سطح آن جاری گردد.

تاریخچه قنات 

قنات که توسط مقنیان ایرانی اختراع شده ، هزاران سال قدمت دارد. قدمت بسیاری لازم قناتهای ایران ، از پنج یا شش هزار سال متجاوز است و عمری برابر با تاریخ کهن ایران دارد. با وجود این که چندبن هزار سال از اختراع آن می‌گذرد، مع هذا هنوز هم این روش استفاده از آب ، در قسمت مهمی از روستاها و مناطق مسکونی و کشاورزی و دامداری کشور معمول و متداول است و حتی یکی از ارکان اصلی کشت و زرع در نواحی خشک را تشکیل می‌دهد. این اختراع که امروزه شهرت جهانی پیدا کرده ، بعدها از ایران به بسیاری از کشورهای جهان انتقال یافته و مورد استفاده مردم در دیگر نقاط دنیا قرار گرفته است.


چگونگی ابداع قنات 


گوبلو معتقد است که قنات، ابتدا یک فن آبیاری نبوده، بلکه به طور کامل از تکنیک معدن نشأت گرفته و منظور از احداث آن جمع‌آوری آبهای زیرزمینی مزاحم (زه آبها) به هنگام حفر معادن بوده است.... تردیدی نیست که در گستره فرهنگی ایران، از معادن «مس» و احتمالاً «رویِ» موجود در کوههای زاگرس، در جریان هزاره دوم قبل از میلاد مسیح بهره‌برداری شده است.
ساختمان و مشخصات قنات 

قنات ، تشکیل شده از یک دهانه یا هرنج که روباز است و یک مجرای تونل مانند زیرزمینی و چندین چاه عمودی که مجرا یا کوره زیر زمینی را در فواصل مشخص با سطح زمین مرتبط می‌سازد. چاهها که به آنها در موقع حفر ، میله هم گفته می‌شود، علاوه بر مجاری انتقال مواد حفاری شده به خارج ، عمل تهویه کانال زیرزمینی را نیز انجام می‌دهد و راه ارتباطی برای لای‌روبی ، تعمیر و بازدید از داخل قنات نیز به شمار می‌رود.

آغاز قنات ، همان دهانه قنات است که مظهر قنات نامیده می‌شود. مظهر قنات جایی است که آب از دل قنات بیرون می‌آید و ظاهر می شود و می‌تواند برای آبیاری و دیگر مصارف مورد استفاده قرار بگیرد. قسمت انتهایی قنات ، پیشکار قنات نامیده می‌شود که در آخرین قسمت آن ، مادر چاه قنات قرار گرفته است. قسمتهایی از قنات که با حفر آنها هنوز آب بیرون نمی‌آید "خشکه کار" و قسمتی که آبدار است (قسمت انتهایی) قسمت "آبده قنات" نامیده می‌شود.
حفر قنات 

حفر قنات معمولا از مظهر ان که همان سطح زمین است و خشک می‌باشد، شروع و به مناطق آبده مادر چاه ، ختم می‌شود. بنابراین ، اول دهانه قنات یا هرنج که خشک است و بعد اولین چاهها یا میله‌ها که اینها هم خشک است و آب ندارد و به اصطلاح قسمت خشک کار قنات نامیده می‌شود، حفر می‌شود. بعد کار به طرف قسمت بالا دست که همان قسمتهای آبده و بیشتر آبده زمین باشد، ادامه پیدا می‌کند.


طول و عمق قنات 

طول یک رشته قنات که در میزان آبدهی آن نیز موثر است، نسبت به شرایط طبیعی میزان متفاوت است. این شرایط بستگی به شیب زمین وعمیق ما در چاه دارد. از طرف دیگر هرچه سطح آب زیرزمینی پایینتر باشد، عمق مادر چاه بیشتر می‌شود. طویلترین قناتی که تاکنون در ایران حفر شده ، در حوالی گناباد از توابع خراسان است که 70 کیلومتر طول آن است و عمیقترین مادر چاه قناتهای ایران به روایتی 400 متر و به روایت دیگر 350 متر عمق دارد و آن مربوط به قنات "قصبه" گناباد است. مهمترین عاملی که طول قنات را مشخص می‌کند، شیب زمین می‌باشد. هرچه شیب زمین کمتر باشد طول قنات بیشتر و هرچه شیب بیشتر باشد طول قنات کمتر خواهد بود.
محاسن و مزایای قنات 

سیستم استخراج در قنات طوری است که آب بدون کمک و صرف هزینه فقط با استفاده از نیروی ثقل از زمین خارج می‌گردد. با توجه به چاهها و قناتهای موجود ، آب قنات در مقابل آبی که از چاه استخراج می‌شود، ارزانتر تمام می‌شود. آب قنات دائمی است و در مواقع اضطراری کشت و احتیاج زراعت در مواقع حساس به آب ، قطع نمی‌شود. منابع آب زیر زمینی توسط قنات دیر تمام می‌شود و استفاده طولانی دارد، هر چند بطور دائم چه مصرف شود و چه شود، خارج می‌گردد. قنات دارای مزایای بسیاری زیادی است که در اینجا فقط به تعداد محدود از آنها اشاره شد.

معایب قنات 

در زمینهای هموار و نواحی که آب زیرزمینی شیب کافی ندارد و نیز زمینهای خیلی سست و ماسه‌ای امکان حفر قنات نیست. آب قنات ، بطور دائم جریان دارد و قابل کنترل نیست. روی این اصل ، مدام باعث تخلیه آب زیرزمینی می‌شود. در فصولی که به آب احتیاج نیست و یا احتیاج به آن خیلی کم است، امکان جلوگیری از جریان و یا کنترل آن وجود ندارد.

قنات به خاطر این که در سفره‌های آب زیرزمینی کم عمق استفاده می‌شود و این منابع هم غنی نیست و دارای نوسان زیاد است، لذا قنات نسبت به تغییرات سطح آب زیر زمینی خیلی حساسیت دارد. در فصول گرم که گیاه به آب بیشتری نیاز دارد و نیز در فصول و سالهای خشک ، آب قنات کم می‌شود. قنات نسبت به چاه در مقابل سیل و زلزله و امثال اینها آسیب پذیر است و خرابی در قناتها بعضی مواقع طوری است که احیا مجدد آنها یا ممکن نمی‌باشد و یا از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست.

سال اوری در درختان میوه


سال آوری درختان میوه
سال آوری به معنای تولید محصول بیشتر در یک سال و عدم تولید یا تولید محصول کمتر در سال بعد است. آنچه در ارتباط مستقیم با تولید محصول است جوانه های زایشی و تولید گل است. پس در سال بیار یا پر بار درخت تعداد جوانه های زایشی بیشتر و تولید گل بیشتر است و در سال کم بار یا نیار درخت تعداد جوانه های زایشی کم یا اصلاً وجود ندارند. حال برای یافتن علت سال آوری باید بدنبال علت عدم تولید یا تولید بیش از حد جوانه های زایشی باشیم.
چنانچه به موقعیت درخت در سال بیار یا پربار توجه کنیم در آخر فصل یعنی در زمان برداشت درخت خسته ای راداریم که در حال ریزش یا از دست دادن جوانه های سال بعد خود است. در سال بیار درخت میوه در صورت کمبود مواد غذایی و عدم تغذیه درست قادر نیست تمام نیاز غذایی میوه ها را تامین نموده و لذا میوه ها در زمان پرشدن یا از محتوای مواد غذایی موجود در جوانه های سال بعد بهره می گیرند بعبارتی آنها را تخلیه می نمایند و یا میوه ها مانع از رسیدن مواد غذایی به جوانه های سال بعد شده چونکه میوه ها در سر راه عبور مواد غذایی از برگ به جوانه ها قرار دارند. پس جوانه های سال آینده خصوصاً در سال بیار درخت یا کمتر مواد غذایی را دریافت می کنند و یا مواد غذایی خود را ازدست داده و تخلیه می شوند لذا با ضعیف شدن این جوانه ها زمینه برای ریزش آنها فراهم می گردد.
حال درختی که بدلیل ضعف و خستگی جوانه های خود را از دست داده دیگر توان تولید محصول مناسب را ندارد. پس بدلیل نداشتن جوانه های زایشی محصولی تولید نخواهد شد یعنی درخت در سال نیار خود است . برای مرتفع کردن این مشکل باید تلاش نمود در سال بیار جوانه های زایشی بیشتری را حفظ کرد که این ممکن نیست مگر با تغذیه کافی و درست درخت. در سال بیار باید آنقدر مواد غذایی در دسترس درخت باشد تا علاوه بر تامین مواد غذایی مورد نیاز برای میوه ها بخشی نیز به جوانه های سال بعد برسد و میوه ها مجبور به دزدی مواد غذایی از جوانه های سال بعد نشوند. پس سال آوری قابل کنترل است و با تقویت درخت می توان حداقل فاصله تولید بین سال بیار و نیار را کاهش داد.
منبع: گوگل

۱۳۹۵ اسفند ۳, سه‌شنبه

گلایه های امام جمعه بخش ساردوئیه #جیرفت

⭕️گلایه های امام جمعه بخش ساردوئیه #جیرفت
🔻باسلام .نزدیک به یک ماه ازگذشت شورای اداری شهرستان جیرفت می گذرد بنده بعنوان امام جمعه بخش ساردوئیه بخشی ازمشکلات بخش را مطرح کردم وبه سمع و نظر مسولین رساندم ساردوئیه یک بخش زیارتی وسیاحتی میباشد اما متاسفانه ازجهت امکانات اولیه درحدبسیارپایین قرار دارد کم کم فصل زمستان جای خودش رابه بهار وتا بستان میدهد عملیات گاز رسانی در سطح شهر که بهترین وقت برای کار است رها شده بخاطر خلوت بودن وترددوسایل وهرچه که زمان بگذرد ازدحام جمعیت شهر بیشترمیشود ودرشلوغی ورفت آمدهای وسایل نقلیه کاربه کندی انجام میگیرد و ازالان دیگه باید شاهد بازگشت مردم خوب و عزیز به این بخش باصفا باشیم روستاهای بخش هم نیاز مبرم به این نعمت الهی که گاز میباشد را دارند،مشکلات مطرح شده ۱_تعداد عابربانکها را افزایش داده فعلا دوتا درکل بخش موجود است ولی جوابگو ی مردم نمی باشد ۲_سرویس بهداشتی سیار که درموقع زلزله در شهر بم بود بیاورند ودر جای مناسب نصب گردند وبهداشت شهر هم رعایت شود
۳_شهرک مسکن مهر وباب حسینی وباغ علیشعیر وبسیاری ازروستاها آب آشامیدنی بهداشتی و سالم را ندارند
۴_جدیدا که بارندگی شده خیلی از خانه ها وزمین های زراعی اسیب دیده اند مسولین خسارات وارده را براورد کنند و به آسیب دیدگان طبق فرمایشات رهبر معظم انقلاب کمک شود
۵_بخش بخاطر پراکندگی روستاها وسیع بودن آن نیاز به کارشنان و مبلغان دینی دارد
۶_محروم بودن از،دفترخانه ازدواج وثبت اسناد واملاک ،نمایندگی فرهنگ ارشاد اسلامی،نمایندگی ورزش و جوانان،نمایندگی کمیته امداد،موسسه قرآنی،وغیره....
۷_عمربیشترساختمان ادارات ونهادهای بخش بیش از چهل ویا پنجاه سال میگذرد بخصوص مدارس باید چاره‌ای اندیشه شود
۸_زیرسازی جاده مسیر ساردوئیه بطرف سید مرتضی هنوز بلا تکلیف مانده است ۹_ازاستخراج معادن وجذب جوانان هیچ خبری نشد
۱۰_ازهمین الان برای ساماندهی مسافران عزیز تدابیری اندیشیده شود که خدای ناکرده با مشکلی روبرو نشوند
۱۱_عیدنوروز داره از راه میرسد خانه تکانی خیلی خانه ها کم کم شروع میشود ای کاش ما مسولین قبل از عید یه سربه قبور شهدا میزدیم می دیدیم خیلی ازقبور این عزیزان حتی سنگ قبر هم ندارند،خوب است حرمت شهداوخانواده شهدا برای همیشه حفظ شود
۱۱_ای کاش قبل ازسال به مشکلات ومعضلات روستاهایی که مردمانشان حق زیادی به گردنمان دارندرسیدگی کرده وبه اندازه وسع توانمان آنان را برطرف نموده و شادی دردل مردم را بوجود میاوردیم
۱۲_خیرین عزیزی که تمایل دارند در دم عید کار خیری انجام دهند نسبت به افراد بی بضاعت الان وقت اقدام است.
۱۳-وخیلی ازمطالب دیگر وجود دارد که بنده بفکرم نرسید پوزش می طلبم.......ودر پایان از راهداران عزیز از هلال احمرو راهنمایی رانندگی واورژانس ۱۱۵ ،وازهمه مسولین عزیز دراین مدتی که مائده الهی (برف وباران ) شامل حالمان شده واین بزرگواران درشبانه روز برای رفاه وآسایش مردم زحمت کشیده اند تقدیروتشکر می کنم وازخداوند منان برای شما بزرگواران آرزوی موفقیت ،سرافرازی وسلامتی رادارم.
برادرکوچک همه شما مردم خوب بخش ساردوئیه(جهانبانی)

۱۳۹۵ بهمن ۲۸, پنجشنبه

عوامل ناپايداري تالاب های ایران


در خصوص ماهیت عوامل ناپايداري اکوسیستم های تالابی باید اذعان داشت که واقع شدن تالابها در پست ترين نقاط حوضه های آبخیز باعث شده که هرگونه عملکرد مثبت یا منفی اثر خود را روی تالابها بگذارد. به همین دلیل معروف است که می گویند: " تالابها آئینه تمام نمای عملکرد ما در حوضه های آبخیز می باشد"
تنوع فعالیتهای انسانی در حوضه های آبخیز بقدری زیاد و از نظر تاثیر گذاری پیچیده است که شاید نتوان با شفافیت سهم هر کدام را در سرنوشت تالاب مشخص ساخت. این فعالیت ها هم در بخش دولتی و هم در بخش غیر دولتی جریان دارد و علاوه بر وابسته بودن به برنامه های توسعه دولت ، به سایر عوامل نظیر مناسبات اجتماعی ، وضعیت اقتصادی مردم ، ویژگی های فرهنگی و حتی سیاسی بستگی دارد ، بنابر این شاید بی انصافی باشد اگر مقصر همه ناکامی ها و عدم موفقیت ها را در این زمینه صرفا عملکرد دستگاه متولی بدانیم.
اگر در این میان ، حکمفرمایی خشکسالی را نیز در نظر بگیریم ، معادله مدیریت تالابها پیچیده تر می گردد.
در حال حاضر تالابهای کشور از برخی مشکلات و تنشهای محیطی رنج می برند که در برخی از موارد حتی کارکردهای اصلی آنها که حمایت از تنوع زیستی می باشد نیز خدشه دار می شود و این خسارت بزرگ مادی و معنوی به کشور وارد می کند.
بر اساس مطالعات بانک جهانی که در سال 2002 میلادی هزينه خسارت ناشی از تخریب تالابهاي كشور برابر با 350 ميليون دلار آمريكا (معادل 2800 ميليارد ريال ) بوده است (صراف 1384).
تالابها به دليل واقع شدن در پست ترين نقاط حوزه هاي آبخيز، معمولا تحت تاثير اغلب تغييرات و تحولات بالادست قرار مي گيرند، بنابر اين با انواع مشكلات دست به گريبان هستند كه بارزترين انها عبارتند از:
الف. کاهش آب ورودی به تالابها از منابع آب سطحي و زير زميني حوزه آبخيز و دشتهاي اطراف تالابها (عدم تامین حقابه زیست محیطی تالابها) بويژه در اثر اجراي پروژه هاي سد سازي و انتقال بين حوزه اي؛
ب. اجرای طرح های توسعه ای و زیر بنایی بزرگ مثل راهسازی ، پتروشیمی ، پالایشگاه ، فرودگاه ، خطوط انتقال نیرو و.. در محدوده هاي اثر گذار تالابها؛
ج. ورود انواع آلاینده های بیولوژیکی، شیمیایی و فیزیکی گسیل شده از مزارع کشاورزی ، شهرها و آبادی ها و صنایع و رسوبات ناشی از فرسایش خاک بالادست تالابها؛
د. شکار و صید غیر مجاز و بی رویه و برداشت علوفه و سایر محصولات تالابی، بیش از حد توان تجدید پذیری تالاب؛
ه. تغییر کاربری اراضی تالابی برای امور کشاورزی و غیره؛
و. راهيابي گونه هاي غير بومي و مهاجم به تالابها
ز. تغيير اقليم و خشكسالي حاكم بر كشور كه كاهش بارشها، تغيير الگوي بارش از برف به باران و افزايش دما را سبب شده است.
مشكلات فوق الذكر در واقع جنبه هاي بروز يافته اي از يك سري از موانع ريشه اي مديريت خردمندانه تالابها در كشور مي باشند كه براي لازم است براي فائق آمدن بر اين مشكلات، ابتدا براي موانع ريشه اي آنها چاره جويي شود. فهرست موانع ريشه اي ناپايداري زيست بوم هاي تالابي كشور عبارتند از:
الف- ساختار مديريتي موجود تالابها كه صحنه گردان اصلي آن دولت است براي حمايت از ميليون ها هكتار تالاب در كشور نارسا و غير اقتصادي است.
ب- قوانين و مقررات جاري پشتوانه اجرايي لازم براي حفظ و حمايت از تالابها را فراهم نكرده است.
ج- بهره وري بسيار كم در بخش كشاورزي بويژه در راندمان مصرف آب كشاورزي و فقدان اقتصاد پويا و با ارزش افزوده زياد در اين بخش؛
د- خصلت هاي نادرست فرهنگي از جمله منفعت طلبي خسارت بار كه با تصرف نمودن اراضي تالابي، شكار و صيد غير مجاز، آلوده كردن تالاب و .... نمود پيدا ميكند ؛
ه- فقدان سازوكارهاي كافي براي هماهنگي بين بخشي در دستگاههاي دولتي مسئول و همچنين بين ساير ذينفعان تالاب؛
و- فقر اقتصادي و فرهنگي؛

- عوامل اقتصادي و تغييرات كاربري اراضي در محيط هاي تالابي و حريم انها
مثال بارز تغيير كاربري بي ضابطه در محيط هاي تالابي كشور، گسترش كشاورزي در حاشيه تالاب انزلي، مزارع پرورش ماهي در داخل پارك ملي و رامسر سايت بوجاق كياشهر، توسعه بندر نفتي اميرآباد در جوار تالاب ميانكاله و لپوزاغ مرز، عبور جاده ميانگذر درياچه اروميه و كنارگذر انزلي و بسياري موارد ديگر مي باشد كه مثالهاي فوق الذكر تنها مشتي است نشانه خروار.
طرح هاي توسعه
در سالهاي اخير تحولات عميقي در نظام اقتصادي، اجتماعي كشور بوجود آمده كه توسعه سريع را اجتناب ناپذير ساخته است. عمده اين تحولات عبارتند از:
• رشد جمعيت؛ به طوري كه در طي 30 سال گذشته جمعيت كشور بيش از دو برابر شده است.
• تغيير الگوي پراكنش جمعيت شهري و روستايي؛ به طوري كه نسبت جمعيت شهري به روستايي حدود 75 به 25 مي‌باشد (سرشماري عمومي سال 1390).
• تغيير الگوي مصرف و ارتقاء سطح زندگي مردم و پيدايش نيازهاي جديد
• افزايش رشد صنعتي و كشاورزي
پروژه هاي متعدد توسعه در بخشهاي وسيعي از كشور در حال اجراست و بخش زيادي از آنها تالابها را تحت تاثير قرار مي دهد. از جمله اين پروژه ها، حفاري هاي نفتي در خشكي و دريا مثل پروژه اكتشاف نفت در تالاب شادگان، پروژه استخراج نفت دشت آزادگان كه تالاب هورالعظيم را با چالش مواجه ساخته است، توسعه پالايشگاهها و پتروشيمي و ساير صنايع سنگين در جوار تالابها نظير توسعه پارس جنوبي در كنار پارك ملي خليج نايبند، بندر نفتي و پالايشگاه اميرآباد در همسايگي لپوزاغ مرز و ميانكاله، فولاد خوزستان در جوار تالاب شادگان، عبور جاده ها و راه آهن و ساير پروژه هاي خطي مثل ميانگذر درياچه اروميه، كنار گذر انزلي و انتقال آب در تالاب هشيلان كرمانشاه، پروژه هاي بخش كشاورزي مانند توسعه كشت و صنعت هاي نيشكر در بالادست تالاب شادگان و پرورش ماهيان خاوياري در درون تالاب بوجاق كياشهر و بالاخره پروژه هاي آبي مثل سد سازي ها و انتقال آب بين حوزه اي كه به جرات مي توان گفت كه بيشترين تاثير را در تغيير وضعيت هيدرولوژيكي و اكولوژيكي تالابهاي كشور داشته اند.
پروژه هاي سد سازي
هرچند سدسازي در اقليم هاي خشك و نيمه خشك كه طبيعتا داراي بارشهاي كم و اغلب موقت و فصلي هستند، راهكاري جهت ذخيره آب براي فصول خشك و تامين انرژي به حساب مي آيد، اما كم توجهي به مسائلي نظير تشديد تبخير از سطوح آبي سدها، انتخاب نادرست ساختگاه سد، كم توجهي به آثار زيست محيطي انها، فقدان مشاركت جوامع بومي و اثر پذير در تصميم گيري در مورد پروژه هاي سد سازي و فقدان توجيه اقتصادي با توجه به ارزش هاي منابع زيست بوم اين پروژه ها را به اصلي ترين تضعيف كننده زيست بوم هاب تالابي و رودخانه هاي تبديل كرده است.
در حال حاضر عليرغم اينكه تقريبا بر روي تمام رودخانه هاي دائمي كشور سد احداث شده و محيط زيست كشور بويژه تالابها و رودخانه ها بشدت تحت تاثير قرار گرفته اند، ولي متاسفانه مديريت منابع آب كشور كماكان با مشكلات جدي از جمله تأمين آب با توجه به رشد جمعيت، عدم توازن بين تأمين و مصرف آب (در بخش‌هاي مختلف نيازهاي انساني، كشاورزي و محيط زيست)، افزايش آلودگي منابع آب و كاهش پتانسيل بهره‌برداري از منابع آب و پيدايش بحران‌هاي عمومي آب در مقياس ملي و منطقه‌اي مواجه است و عملا راهبرد توسعه سدسازي در ايران نه تنها محيط زيست را بشدت تهديد كرده است، بلكه چشم انداز روشني نيز حتي در زمينه مديريت آب كشور پيش رو نگذاشته است و اين درحالي است كه مزيت هايي چون تامين انرژي از منابع فسيلي و انرژي هاي پاك ناشي از باد و خورشيد و ... مي توانست جايگزين سدسازي حداقل در اهداف تامين انرژي باشد. همچنين تقويت قناتها و ذخيره اب در زير زمين به جاي سطح زمين و جلوگيري از تبخير و ساير روش هاي پايدار مهار، هدايت و ذخيره سازي سيلابهاي فصلي همگي راهبردهاي سازگار با شرايط اقليمي و اقتصادي اجتماعي كشور بودند كه متاسفانه با فرصت سوزي هاي فراوان بخشي از اين مزيت ها ديگر بخش زيادي از قابليتهاي خود را از دست داده اند، از جمله دانش سنتي قنات كه كم كم به فراموشي سپرده شده و اين دانش بومي بهنگام سازي نشده است.
متاسفانه در حال حاضرسالانه 5 میلیارد مترمکعب از آب تجدید پذیر کشور در درياچه هاي پشت سدها تبخير مي شوند (معادل 20 برابر حجم مخزن سد اميركبير كرج) و اين درحالي است كه ساخت شتابزده سدها پيش از مطالعات جامع آبخیزها و اجراي برنامه هاي كاهش فرسايش و رسوب موجب كاهش امر مفيد سدها و پرشدن زود هنگام مخزن سد با رسوبات شوند. مثال بارز اين نوع نقيصه رسوبات انباشته شده در پشت سد سفيدرود مي باشد كه حجم زياد رسوبات وارده عمر مفيد ان را 30 سال كاهش داده است.
شايد بتوان مهمترين چالش سدسازي با زيست بوم هاي تالابي كشور را عدم رعايت حقابه تالابها از آب مهار شده در پشت سدها دانست. مثالهاي بارز اين چالشها در حال حاضر خشك شدن تالابهاي گاوخوني در پائين دست زاينده رود، درياچه اروميه، بختگان در پائين دست رودخانه هاي كر و سيوند، هامون جازموريان در حوزه رودخانه جيرفت، تالاب شادگان در پائين دست رودخانه مارون و بسياري از تالابهاي ديگر مثل پريشان در فارس، الاگل در گلستان، هامونها در سيستان، هورالعظيم در خوزستان و ..... مي باشد.

- طرح هاي انتقال آب بين حوزه اي
طرح هاي انتقال آب بين حوزه اي، پروژه هايي هستند كه زيست بوم هاي آبي و خشكي را در هر 3 منطقه برداشت، انتقال و مصرف تحت تاثير قرار مي دهد. هرچند اين نوع پروژه ها در برخي از مناطق جهان بويژه در كشور چين اجرا شده اند، ولي نتايج ناشناخته و عميق اين نوع پروژه ها باعث شده كه در راهبردهاي مديريت منابع آب به عنوان اخرين دستاويزها مورد استفاده قرار گيرد.
در كشور تعداد 19 پروژه درجه يك (اصلي) انتقال آب اجرا شده و يا در حال اجرا و مطالعه مي باشد كه مجموعا 4593 ميليون متر مكعب آب را منتقل خواهند كرد. تقريبا تمامي اين پروژه ها از مبدا مناطق كوهستاني و پرآب زاگرس و البرز به مقصد فلات مركزي ايران كه منطقه اي خشك و كم آب است مي باشد.
بارزترين آثار طرح هاي انتقال بين حوزه اي كشور در حوزه كارون ديده شده است، بطوريكه انتقالهاي متعدد غير اصولي آب از اين حوزه موجب گرديد آورد سالانه كارون بشدت كاهش يافته و در نتيجه غلظت الاينده ها و شوري آب اين رودخانه به حدي بالا برود كه در اوايل دهه 80 موجب بحرانهاي آب شرب براي آبادان و خرمشهر و آب كشاورزي براي كشت و صنعت هاي نيشكر خوزستان شود. كشت و صنعت هاي نيشكر خوزستان نيز كه به غلط شورابه هاي حاصل از خاكشويي مزارع را بدون هيچگونه تصفيه اي به كارون سرازير مي كردند، با كاهش آب رودخانه و افزايش شديد شوري آب، چاره كار را رها سازي بيش از 15 متر مكعب در ثانيه شورابه هزاران هكتار از مزارع به تالاب شادگان ديدند و تاسف بارتر اينكه اين رهاسازي آب به بخش آب شيرين اين تالاب منحصر به فرد صورت گرفته است.
در يك بررسي صورت گرفته مشخص گرديد كه در اثر اجراي پروژه انتقال آب بهشت آباد از سرشاخه هاي كارون به فلات مركزي، تنها در بخش تامين انرژي برقآبي و كشاورزي سالانه 1000 ميليارد تومان خسارت به حوزه كارون وارد مي شود.

اگر از بازخواني قانوني و حقوقي اقدامات صورت گرفته در اين حوزه صرف نظر كنيم، تنها تحليل هاي كارشناسي نشان مي دهد كه فقدان نگرش زيست بومي و حوزه اي در بر نامه هاي مديريت منابع آب موجب گرديده كه برداشت آب در بالادست حوزه باعث اخلال جدي در زيست بوم رودخانه كارون (بعلت تغيير در حجم، دما و شوري آب)، تغييرات اكولوژيكي ناخواسته در بخش آب شيرين تالاب شادگان، بحران آب شرب در شهرهاي پائين دست بويژه خرمشهر و ابادان، مشكلات كمبود آب در روستاهاي بالادست در محل هاي برداشت (نگارنده از افت شديد منابع آب زيرزميني روستاهاي اليگودرز كه محل برداشت آب يكي از پروژه هاي انتقال آب بودند گزارش مستند تهيه كرده است)، كاهش كيفيت چشم انداز در شهرهايي كه رودخانه كارون و شاخه هاي آن بخشي از مزيت زيبايي شناسي ان شهرها به حساب مي ايد بويژه شهر اهواز شده است.
البته تمام موارد فوق الذكر تنها خسارات انتقال بين حوزه اي در حوزه مبدا بوده و مشكلات حوزه مقصد و مسير انتقال از نوع ديگري مي باشد. در اغلب پروژه هاي انتقال آب، تونلها و كانالهاي حفر شده در طول مسير بسياري از سفره هاي آب زيرزميني را تخريب نموده و آبدهي انها را كاهش مي دهند.
نكته مهم در حوزه مقصد پروژه هاي انتقال آب اين است كه بر اساس اصول آمايش سرزمين و توسعه پايدار، ظرفيت برد و توان طبيعي سرزمين مهم ترين پارامتر محدود كننده و جهت دهنده توسعه در مناطق مختلف به حساب مي آيد. بنابر اين در مناطق خشك نه تنها كمبود بارش، بلكه شدت تبخير، خاك نارس و اغلب شور عوامل محدود كننده اصلي هستند و اين ساده انگاري است كه صرفا با تامين آب در اين مناطق، ظرفيت برد را افزايش داد.
بررسي هاي تاريخي نيز نشان مي دهند كه شهرها و ابادي ها و فعاليت هاي كشاورزي واقع در فلات مركزي ايران با رعايت اصول آمايش سرزمين و توسعه پايدار صدها سال در شرايط سخت محيطي دوام اورده و تمدنهاي باشكوهي را نيز خلق كرده اند (شهرهاي اصفهان و يزد و دانش قنات و بادگيرها). متاسفانه تكيه صرف به دانش هيدروليك و دسترسي به منابع مالي زياد بدون در نظر گرفتن ساير محدوديت هاي زيست بوم پذيرنده آب و جهت گيري هاي توسعه در اين مناطق موجب گرديده كه به علت تامين آب به ظاهر كم هزينه، توسعه بي رويه و خارج از ظرفيت در فلات مركزي اتفاق بيافتد. اين موضوع نه تنها تضمين پايداري توسعه در حوزه هاي پذيرنده نشده است بلكه در حال حاضر در حوزه زاينده رود كه بيشترين پروژه هاي انتقال آب را به خود ديده است، تمام بخش ها از كمبود آب رنج برده و هويت شهر اصفهان يعني زاينده رود در محل شهر خشك شده و تالاب گاوخوني در پائين دست حوزه كاملا خشك شده است. بخش كشاورزي نيز تعريف چنداني نداشته و از الودگي شديد و كمبود اب رنج مي برد.
البته اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه بيش از 90% ابهاي مهار شده در كشور صرف كشاورزي مي گردد كه متاسفانه بهره وري مناسبي نداشته و بخش قابل توجهي از ابهاي ارزشمند مهار شده در فرايندهاي مختلف كشاورزي نظير نوع و نحوه ابياري، الگوي كشت، وضعيت انبارداري و بازاريابي و واريته هاي مورد استفاده و ... هدر مي رود. بنابه اظهار كارشناسان ميزان بهره وري آب در بخش كشاورزي در ايران حدود 30% است كه اگر حتي اين عدد را خوشبينانه نيز در نظر نگيريم، باز از متوسط جهاني يعني حدود 50% فاصله زيادي داريم و اين در حالي است كه ايران يكي از مهم ترين قطبهاي كشاورزي دنيا بحساب مي آيد.
در حال حاضر اصلي ترين رقيب تالابها براي استفاده از ابهاي سطحي و زيرزميني بخش كشاورزي مي باشد، بطوريكه در دشتهاي حاشيه اي اغلب تالابها افت آب زيرزميني وجود داشته و تالابها را با چالش جدي كمبود آب مواجه مي سازند. به عنوان مثال 70% دشتهاي درياچه اروميه از نظر برداشت آب زيرزميني بيلان منفي داشته و براي برداشت بيش از اين ممنوعه اعلام شده اند. همه حوزه هاي اصلي با بيلان منفي مواجه بوده و مجموعا نزديك به 7 ميليارد متر مكعب كسري را نشان مي دهند. در اين ميان شدت بحران در حوزه درياچه اروميه بيش از ساير حوزه ها بوده و به تنهايي نزديك به نيمي از كسري مخزن آبهاي زيرزميني را به خود اختصاص داده است.
- عوامل مديريتي تالابها
با توجه به عوامل پيش گفته در اين فصل، چنين مي توان نتيجه گرفت كه مديريت تالابها با پيچيدگي مضاعفي مواجه است. براي دستيابي به نقاط قوت و ضعف مديريت تالابها در كشور ابتدا لازم است مشكلات و موانع موجود را كه در بخشهاي قبلي نيز به تفضيل به انها پرداخته شده است جمع بندي و تحليل نمود.  نمودار مشكلات مديريت تالابهاي كشور را بسان يك درخت نشان مي دهد. در اين درخت ريشه مشكلات فقر اقتصادي، جهل علمي و فرهنگي و طمع ورزي تشخيص داده شده و محصول نهايي آن نه تنها تضعيف تنوع زيستي تالابهاي كشور، بلكه نابساماني هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بوده است.
 مشكلات تالابهاي ايران
در مقياس و معيارهاي مديريتي شايد بتوان محورهاي زير را به عنوان موانع عمده تضعيف كننده مديريت خردمندانه تالابها برشمرد:
- مشكلات ناشي از ضعف قوانين و مقررات حمايتي كه اغلب از بهنگام نبودن قوانين با توجه به جايگزيني رويكردهاي نوين بجاي روش هاي سنتي مديريتي بروز مي نمايد.

- وجود قوانين و مقررات موازي كه همزمان تعاريف موازي و گاها متناقض از يك موضوع تالابي و يا اعطاء مسئوليت هاي موازي براي يك موضوع خاص به دستگاههاي مختلف ارائه مي دهد.

- وجود ساختارهاي متعدد و ناهماهنگ تصميم گير در دستگاههاي دولتي و ساير ارگانها؛

- اجراي تصميمات خارج از برنامه و في المجلس بدون ارزيابي كامل پيامدهاي آن،

- فقدان مكانيسم هاي اخذ نظر مشاركتي مردم و بويژه ذي نعان تالاب در زمان تنظيم مقررات و اجراي برنامه ها و پروژه ها،

- فقدان مكانيسم هاي مناسب سنجش ارزش اقتصادي منابع زيست بوم بويژه در هنگام تنظيم بيلان اقتصادي پروژه هاي توسعه؛

- كمبود تخصص هاي مورد نياز تالابها در ميان مديران و كارشناسانو ساير تصميم گيران؛

- وجود ساختارهاي سازماني ناكافي و ناكارآمد مسئول در زمينه تالابها؛

- كمبود ارتباط سيستميك با سازمانهاي تخصصي بين المللي؛

- ناكارآمدي سيستم پشتيباني مالي پروژه هاي تالابي و كمبود منابع مالي لازم؛

- فقدان برنامه منسجم و بلند مدت و رويكرد به بر نامه هاي كوتاه مدت و زودبازده؛

- ناكارامدي نظامهاي نظارتي و فقدان شاخص هاي معتبر ارزيابي ميزان دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده؛



- مزيت هاي نسبي كشور براي ايجاد پايداري در تالابها
كشور براي تغيير روندهاي منفي موجود در محيط هاي تالابي و اتخاذ رويكردهاي خردمندانه و سازگار با محيط طبيعي و اقتصادي اجتماعي كشور داراي مزيتهاي نسبي است كه اين مزيت ها بطور خلاصه عبارتند از:
- پيشينه بسيار غني تاريخي كشور در همزيستي با طبيعت و سازگاري با محدوديت هاي اقليمي و ... مثل مديريت منابع آب زيرزميني و سطحي در مناطق خشك و استفاده از معماري سازگار با اقليم و مهندسي پيشرفته در اجراي سازه هاي آبي؛
- اعتقادات ديني بسيار غني همه اديان موجود در كشور در خصوص احترام به مظاهر خلقت؛
- وجود منابع نفت و گاز فراوان كه مي تواند جايگزين مناسبي براي سوخت چوب باشد و منابع مالي كافي جهت عمليات احيايي تالابها در اختيار مي گذارد.
- وجود دانشگاهها و مراكز پژوهشي متعدد در كشور كه پشتوانه نرم افزاري لازم براي استقرار رويكردهاي جديد و دانش محور را فراهم مي كند.
- عضويت كشور در سازمانهاي تخصصي بين المللي مرتبط با تالاب بويژه كنوانسيون رامسر.
- وجود حساسيت زياد نسبت به حفظ تالابها در بين مردم بويژه سازمانهاي مردم نهاد محيط زيستي و پيگيري جدي مسائل تالابهاي كشور


منبع : نوشته های دکتر مسعود باقرزاده کارشناس تالاب ها

باتلاق جازْموریان


باتلاق جازْموریان، یا جَزْموریان، حوضه‌ای آبریز و دریاچه‌ای به همین نام در جنوب شرقی ایران درجنوب کوه شاهسواران کرمان واقع شده‌است. حوضهٔ آبریز جازموریان با وسعـت ۶۹ هزار و۶۰۰ کیلومتر مربع، از لحاظ تقسیم‌بندی بخشی از حوضهٔ مسدود میانی ایران به شمار می‌آید. نیمـهٔ باختری این حوضـه بـه وسعت ۳۵۶۰۰ کیلومتر مربع در استان کرمان، و نیمهٔ خاوری آن به وسعـت ۰۰۰‘۳۴ کیلومتر مربع دراستان سیستان و بلوچستان جای دارد. دشتهای حاصلخیز جیرفت، فاریاب و رودبار جنوب در استان کرمان، و دشتهای ایرانشهر، بمپور، سردگان، دلگان، سرتختی و خاسپکه در استان سیستان و بلوچستان در محدودهٔ این حوضهٔ آبریز واقع‌اند. بعضی از این دشتها مانند دشت جیرفت و رودبار از مساعدترین نقاط فلات ایران برای کشت گیاهان گرمسیری به شمار می‌آیند. حوضهٔ آبریز جازموریان از شمال توسط کوههایلاله‌زار، جبال بارز و کوه شهسواران از حوضهٔ آبریز کویر لوت، و از جنوب توسط رشته کوههای زاگرس (کوههای بشاگرد) از حوضهٔ آبریز دریای عمان و خلیج فارس جدا می‌شود. حدود ۱۶۰‘۳۴ کیلومتر مربع از اراضی این حوضه را مناطق کوهستانی، و حدود ۴۰۰‘۳۲ کیلومتر مربع آن را دشتهـا و کوهپایـه‌ها، و حـدود ۰۰۰‘۳ کیلومتر مربع باقی‌مانده را باتلاقها و شوره‌زارها تشکیل می‌دهد. به سبب فقدان پوشش گیاهی مناسب در اراضی حوضه، به هنگام بارندگی سیلابهای شدیدی به راه می‌افتد که باعث می‌گردد تا آبهای حاصل از بارندگی کمتر در زمین نفوذ کند و از سوی دیگر فرسایش شدید خاک نیز زیانهای بسیاری به بار می‌آورد.در اصطلاح محلی پوشش گیاهی را جاز می‌نامند و انبوهی و کثرت آن را موریان می‌گویند. به همین سبب، این ناحیه به «جازموریان» معروف شده است.هَلیل رود و رود بمپور و چشمه عروس به این باتلاق وارد می‌شوند. اوّلی از کوه‌های کرمان سرچشمه می‌گیرد وپس از آبیاری جیرُفت به باتلاق می‌پیوندد ودوّمی از مشرق بلوچستان به سوی مشرق باتلاق جاری است و سومی از کوه لاله زار سرچشمه گرفته و بعد از آبیاری مزرعه‌های رابر به این باتلاق می‌ریزد.در حوضهٔ آبریز جازموریان آب همهٔ رودخانه‌ها و مسیلها به هامونِ (دریاچهٔ) جازموریان می‌ریزد. بخش عمده‌ای از زهکشی حوضـه را دو رودخانهٔ دائمی هلیل رود و بمپور به عمل می‌آورند. افزون بر این دو رودخانه، شماری آبراهه نیز وجود دارد که آب آنها مستقیماً وارد هامون جازموریان می‌شوند. در این حوضه ۹۱ رودخانهٔ کوچک و بزرگ جریان دارد که هلیل‌رود بزرگ‌ترین آنها ست. حجم آب این رودخانه بستگی به ذوب شدن برفهای انباشته شده در کوههای استان کرمان و ریزش باران دارد. کمبود ریزشهای جوی و بالا بودن درجهٔ حرارت و میزان تبخیر، دیگر رودهای این حوضه را به صورت رودهای کم‌آب فصلی و خشکرود و مسیل درآورده‌است. آب و هوای این منطقه به شدت متأثر از ارتفاع از سطح دریا و عرض جغرافیایی است و جزو اقلیمهای بیابانی به شمار می‌آید. بلندترین نقطهٔ حوضه که در دیواره‌های کوهستانـی شمال آن واقع است، حدود ۴۰۰‘۴ متر از سطح دریا ارتفاع دارد؛ این ارتفاع در چالهٔ جازموریان در نواحی مرکزی به حدود ۳۵۰ متر کاهش مـی‌یابد و از آنجا مجـدداً در جهت جنوب بـر ارتفـاع اراضی افزوده می‌شود تا آنکه به بلندیهای بشاگرد ختم می‌شود.میزان بارش سالانه در بلندیهای شمال حوضهٔ جازموریان میان ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلی‌متر در نوسان است، در حالی‌که در بخش گسترده و پست جنوبی میزان بارش از حدود ۱۰۰ میلی‌متر در سال تجاوز نمی‌کند. هرچند حوضهٔ آبریز جازموریان از لحاظ هیدرولوژیکی ایران بخشی از حوضهٔ آبریز مرکزی ایران است، اما از لحاظ اقلیم‌شناسی به علت دریافت رطوبت نسبی فراوان از دریای عمان، دارای شرایطی استثنایی و مستقل از نواحی مرکزی ایران است؛ به همین علت با وجود محدودیت بارشهای جوی و گرمای توان‌فرسا و تبخیر سالانهٔ بسیار بالا ــ که در بعضی نواحی بیش از ۵۰۰‘۴ میلی‌متر است ــ این حوضه از نظر امکان احیا و بازسازی و بهره‌برداری از منابع طبیعیِ تجدید شونده از امکانات مناسبی برخوردار است و به هیچ‌وجه با دیگر حوضه‌های مرکزی ایران قابل مقایسه نیست. در بخش مرکزی حوضهٔ آبریز جازموریان در حد فاصل استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان حفرهٔ بیضی شکلی وجود دارد که مقصد همهٔ آبهای سطحی این حوضه به سوی آن جریان دارد و به آن هامون یا دریاچهٔ جازموریان می‌گویند. وسعت هامون جازموریان به طور قابل ملاحظه‌ای در فصلهای مختلف سال متفاوت است و معمولاً در اواخر تابستان و یا اوایل پاییز خشک می‌گردد و به علت شیب کم دریاچه، کوچک‌ترین تغییر در حجم آبِ آن در سطح وسیعی منعکس می‌شود. سطح هامـون جازموریان در مواقعِ پرآبـی به حدود ۳۰۰‘۳ کیلومترمربع، و درازای آن بـه حـدود ۱۰۰ کیلومتر و پهنـای آن بـه بیش از ۴۵ کیلومتر مـی‌رسد. آب هامون جازمـوریان برخلاف دیگـر هامونهـای بستهٔ درونی ایران چندان شور نیست. علت این امر را فرورفتن آب و ساکن نماندن آن در دریاچه دانسته‌اند. بستر دریاچه از قلوه سنگ و لایه‌های شنـی و آهکی ساخته شده‌است که در نفوذ آب به منابع آبهای زیرزمینـی کمک می‌کند. منطقهٔ دریاچه که سواحل آن پیوسته در تغییر است، دارای زمینهای باتلاقی و لجن‌زار است؛ گیاهان آن کم است و فقط بعضی تپه‌های پوشیده از بوته و خار در آن دیده می‌شود. برپایهٔ پژوهشهای زمین‌شناسان، هامون جازموریان در دوره‌های اخیر زمین‌شناسی مسدود شده‌است و تا پیش از آن، آب رودخانه‌های هلیل‌رود و بمپور به دریای عمان می‌ریخته است؛ اما چین‌خوردگی زمین که بر اثر فرو رانشِ پوستهٔ اقیانوسی عمان در شمال مکران صورت گرفته، این منطقه را مسدود ساخته، و آن‌را به صورت هامون کنونی درآورده است؛ در نتیجه، دو رود نام‌برده محل جدیدی برای آبهای خود یافته، و دریاچهٔ جازموریان را تشکیل داده‌اند.در حاشیه جاز آثار زندگی در دوران باستان و قبل از میلاد مشاهده می شود که تپه باستانی در روستای زیارت میرمقداد یکی از نشانه های حیات در دوران باستان و مکانی پیشرفته در جازموریان بوده که تامین نیازهایش را قلاع کارگاهی مجاورش برعهده داشته اند. بومیان خود اعتقاد دارند نام قدیمی منطقه زِگِردی به معنای مکانی بزرگ و بدون پوشش در میان جنگل یا پوشش گیاهیست و در قدیم یکی از مقرهای میرچاکر رند یکی از شاهان مَکُران بوده که بیشتر به کشاورزی اختصاص داشته است. بطور کلی حوزه جازموریان از عهد باستان مکانی مهم برای کشاورزی و دامداری و تجارت بوده است.

۱۳۹۵ بهمن ۲۵, دوشنبه

شهردار جیرفت : اسکیمو فروش دیروز و زیرگذر ساز امروز

 مهندس امان الله مختاری شهردار جیرفت نوشت: زنده باد آن کس که جیرفت را بهشت چهار فصل نامید و آن را کُنام شیران و پلنگان خواند ،از صلابت و استواریش در فراز و نشیب روزگار سخن راند و برایش نام دروازه تمدن جهان را انتخاب کرد.
در ۲۰/۵/۴۸ در خانواده ای فقیر و پابرهنه دیده به جهان گشودم . آنطور که می گویند شانس درستی هم نداشتم زیرا از حداقل های زندگی محروم بودیم .
در مدرسه پهلوی یا وحدت کنونی دوران ابتدایی را در جوار کسانی گذراندم که پدرانشان، فرماندار، شهردار، رئیس و در یک کلمه کسانی بودند که دستشان به دهانشان می رسید .
کفش ها و لباس هایشان فاخر بود، ولی لباس من شلوار کُردی و کفشم دمپایی بود اما همتم در همان زمان از آنها بیشتر بود چرا که با فروختن آب یخ و اسکیمو فروشی مخارج زندگی ام را مهیا می کردم .
دبستان تمام شد و به مدرسه راهنمایی رازی یا شهید فاریابی کنونی رفتم .این دوران برایم سخت تر بود چرا که منبع درآمد پایداری در خانواده نداشتم و از طرفی نوجوانی با شلاق غرور بر جسم و روحم می نواخت و مرا چون چوب پنبه ای در امواج زندگی حیران کرده بود .
تا روزی از روزها از وانت سیمرغی که بلندگویی بر آن بود ونوحه «سوی دیار عاشقان» را می خواند زندگی ام تغییر صدوهشتاد درجه ای کرد و دلباخته دیار عاشقان شدم و در تاریخ ۱۵/۹/۶۳ به جبهه اعزام شدم .
رفت و برگشت هایم به دیار خوبان باعث شده بود تا سایر همسن و سالانم نیز همراهی ام کنند و برای خودمان انجمنی تشکیل داده بودیم و حال و هوایی داشتیم که قابل وصف نیست فقط خودمانی بگویم آنان که رفتند از ما نبودند آنها امانتی بودند که انگار فقط برای آن روزها به دنیا آمده بودند .
در عملیات ها بسی دست به دامان شهداء شدیم برای وصال و عاقبت بخیری ولی افسوس! خلاصه سالها گذشته است وهم اکنون گاهگاهی در خواب حال و هوایی پیدا می کنم و روز بعد را در پکری و بی حوصلگی بسر می برم ،این پکری و بی حوصلگی را شاید خیلی ها موجی بدانند البته هرچه از دوست رسد نیکوست و خدا آگاه بر قلب هاست
با این حال در این آمد و شدها از درس غافل نبودم . از دبیرستان امیر کبیر جیرفت در رشته ریاضی فیزیک راهی دانشگاه شیراز شدم.
این روزها همراه و همدمم جز بغض و اندوه و آه نبود و کسی درکم نمی کرد و برایم دل نمی سوزاند از اول ترم تا آخر ترم فقط یکبار به جیرفت می آمدم .و البته آخرین بار پس از ۱۴ ماه به جیرفت آمدم.
عاقلان فکر کنند که چرا در اوج جوانی چنین بودم .
جوانی را در فاصله زمانی جنگ بسیار در اوج و قبل و بعد از آن را در حضیض گذراندم تا اینکه در رشته مهندسی عمران از دانشگاه شیراز فارغ التحصیل شدم و راهی شهرم جیرفت گردیدم .
بواسطه عدم حامی مدتی را به تابلو سازی مشغول شدم و پس از آن راهی مناطق کرمان – بردسیر –گشمیران- انگهران و ریگ آباد شدم ولی همیشه در آرزوی نوکری مردم شهرم جیرفت بودم.
در دوران شهرداری آقای حمدالله محمدی به این شهرداری آمدم ولی مورد خشم و غضب بودم، نظراتم را قبول نداشتند و در بدنه مدیریت شهری جای نگرفتم.
پس از آن دوره ی شهرداری محمد سلطانی رسید که ابتدا گریزان از من بود و بعد ها با سفارش ها و اما و اگر های بسیاری وارد بدنه مدیریت شهری شدم و در مدت کوتاهی نوکری خود را اثبات نمودم.
ولی بعد از مدتی از شهرداری به اداره مسکن و شهرسازی رفتم تا در حال و هوایی دیگر خدمت کنم اما چه حاصل که توانم فوق العاده بود ولی میدان کاری نبود.
خلاصه دست حق از طریق مردان بی ادعایش برایم شهرداری جیرفت را رقم زد که گمشده خودم را یافتم .
سختی ها بسیار بود بگذار نگویم،چرا که شاید اشکی بر گونه ای جاری شود یا انگشت حسرتی به دندان گرفته شود یا باعث تاسف و شرمساری کسی یا کسانی شود.
در سه سال اول شهرداری مرد و مردانه با پرسنل زحمتکش شهرداری حقیقتا با سختی ها جنگیدیم و گره های کور را باز کردیم وددست اندر کاران گذشته را بخاطر بی توجهی و کارشکنی نقره داغ کردیم ولی افسوس بعد از مدتی حملات شب نامه ای و دیوار نویسی، تخریب در فضاهای مجازی، شعار نویسی بر روی در و دیوار منزل شخصی و درگیری های فیزیکی در ده ها مرحله شروع شد که لطف پروردگار با من بود.
گزارشات ناجوانمردانه وغیره را به من و پرسنل زحمتکش شهرداری بستند. اوج بی مهری ها از زمان کلنگ زنی زیرگذر حجر بن عدی (ره) شروع شد که کاملا زمین گیر شدیم به طوری که هر وقت از کرمان به جیرفت می آمدم از گردنه سربیژن تا گدار امیرالمومنین (ع) حداقل با سرعت صد کیلومتر سرازیر می شدم تا شاید قصه من هم در لابه لای آهن پاره ها تمام شود تا اگر احیانا جای کسی را تنگ کردم ، باز شود و دوباره بتوانند بر صندلی و میزی تکیه کنند که من برای آن پشیزی ارزش قائل نبوده ، نیستم و نخواهم بود.
خدای سبحان و مهدی موعود(عج) را به شهادت می گیرم که گردان من از مظلومترین گردان ها است .

افراد این گردان همه پا برهنه ،مظلوم ،خدوم ،زحمتکش، بلا دیده ،فروتن و خدمتگزار واقعی مردمند .
ولی چه کنیم که تاریخ همیشه تکرار می شود . امام حسین(ع) را فقط در سال ۶۱ هجری در کربلا نکشتند بلکه هرجا مظلومی را دیدید که به واسطه ی حقش کشته می شود حسین زمان و مظلوم است، و آن کس در برابر دژخیم ایستاده است، بدانید که خون حسین(ع) در رگ هایش جاری و ساری است .
با این وجود امروز طیف مدیرانی که در شهرداری کار می کنند بخاطر خدا و ارزش ها متحمل هرگونه خسران و زیانی هستند که برای این قشر تحمل این سختی ها از عسل هم شیرین تر است و از خدای سبحان می خواهم که در قیامت بر ما لطف فرماید .
آری زیرگذر حجربن عدی(ره) که طول آن ۵۶۰ متر وعرض آن ۹ متر است و عرشه آن نهصد متر مربع می باشد ، با اعتباری قریب به هشتاد میلیارد ریال که سی میلیارد ریال آن از محل کمک های دولتی و پنجاه میلیارد ریال نیز آن از عوارض مردم شریف بود که به دست توانای مهندسین شهرداری خاصه عزیزان زحمتکش شرافت مسلمی، عطا کمالی، یحیی سلیمانی، محمد پیام، حسین رودباری، برادران عزیز معصومی و خلاصه به همت همه مهندسین و پرسنل خدوم و زحمتکش شهرداری پس از سه و نیم سال در ۲۲ بهمن ۹۵ با حضور بزرگان شهر افتتاح و مورد استفاده قرار گرفت .
بگذریم زمستان گذشت ولی زغال ها هنوز رو سیاهند. برای زغال چه فرقی می کند که زمستان باشد یا تابستان یا به عبارتی نه آفتاب یاوه گویان از این داغتر می شود و نه قنبر که ما باشیم از این سیاهتر.
بگذاریم و بگذریم تا دیگران قضاوت کنند که چه کسانی با خضوع ، خشوع و بی منت کار کردند و سپر تیرهای بلا شدند تا شهرشان آباد شود.اگر خطایی هم کردند به مصداق آن بیت زیباست :
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
چه بهای سنگینی که پرداخت نکردیم و چه شب ها که دست به دامان شهدا نشدیم و چه روزهای سختی که خدا را به شهدا قسم دادیم که خدایا ما را بخاطر شهدا اگر خطایی هم کردیم ببخش و پروژه ما را به اتمام برسان.
در سخت ترین روزها به محضر حاج آقا کرمی امام جمعه محترم جیرفت رسیدم و از نابسامانی و گره کارها به ایشان التماس دعا گفتم ایشان در چند کلمه فرمود: اگر برای خدا باشد تمام می شود . آری برای خدا بود که تمام شد.
اگر کاری به اتمام رسید بدانید که برای خدا بود و چون او بهترین پشتیبانان است آن را تمام می کند.
شایسته می دانیم از عنایت امام جمعه محترم،نماینده محترم مردم جیرفت و عنبرآباد،اعضای محترم شورای تامین ، اعضای محترم شورای شهر، فرماندار محترم، اعضای محترم شورای اداری، اصناف و بازاریان و شهروندان فهیم جیرفت با نهایت احترام، قدردانی و سپاسگزاری کنم و حقیقتا باید به پیمانکاران صبور جیرفتی جناب حاج ماشاالله سعیدی و فرزندان، حاج زمان جلالی و فرزندان و حاج عباس دهدشتی و فرزندان درود فرستاد و قدردانی کرد.
مردم شریف و نجیب جیرفت به شهادت احد صمد می گویم که شورای شهر در این دو دوره یعنی دوره سوم و چهارم همواره مورد تهاجم یاوه گویانی بوده است که تشنه قدرتند نه شیفته ی خدمت ولی احسنت که با درایت ،شعور و هم اندیشی با سکوت و عمل دهان آنها را بستند و قضاوت را به شما واگذار کردند.
باور کنید میدان داری به تخصص و تعهد تنها نیست . میدان داری به ایمان و تجارب ارزشمند چندین ساله است ، به صبر و حوصله و فکوری است. میدان داری به غوغا سالاری و به دیگران نازیدن نیست به شایسته سالاری و متکی به خود بودن است.
تاریخ جیرفت این دو دوره شورای شهر یعنی دوره سوم و چهارم را از یاد نخواهد برد چرا که درتحریم های مختلف داخلی و خارجی لحظه ای غفلت نورزیدند و خدمت به مردم را برای خود افتخاری بس بزرگ می دانند .
لازم به ذکر است که در طی هفت سال شهرداری، فقط دوبار به تهران و پنج بار به کرمان رفتم مثل دیگران سفرهای خارجی نرفتم ، نه خودم و نه خانواده ام از هیچ مزیتی استفاده نکردیم .
مردم شریف و نجیب جیرفت، خدا را شاهد می گیرم اگر سد راهم نشده بودند خدمات ارزنده تری نیز ارائه می دادیم . باشد که خدای حکیم حق ما را از کسانی که ظلم کردند بستاند. گرچه ما معتقدیم که اگر دیر گیر است ولی سخت گیر است . به امید آن روز
بنده ی کمترین ،امان الله تراکمه مختاری
منبع: نشریه عبور


نابودی هلیل و جازموریان گزینه اصلی روی میز حاکمان استان کرمان


با احداث سد های بالا دستی بر روی سرشاخه های  هلیل و انتقال خط لوله آب ، اگر سالها باران ببارد آبی به هلیل رود نخواهد رسید و اینکه متولیان امر اجرای پروژه  می گویند انتقال آب برای تامین آب شرب است دروغ است زیرا کیفیت اجرای این پروژه و خط لوله انتقال آب، چیز دیگری را نشان می دهد  و در واقع این دهن کجی بزرگی به مردمان منطقه جنوب است .
حال که حاکمیت استان مصمم و با خیال آسوده در صدد اجرای این پروژه است باید گفت:که آنها کمر به نابودی جنوب بسته اند و تبعات منفی حاصل از اجرای این پروژه را در نظر نگرفته اند .
متاسفانه حاکمیت استان در مقابل اعتراض ها و نگرانی های مردم منطقه نیز پاسخی شفاف و قانع کننده نداشته است و این مهم موجبات نگرانی شدید مردم را از آینده منطقه به وجود آورده است.
کسی نمی تواند منکر این موضوع شود که خشکسالی های چند سال گذشته موجب شده تا شاهد مشکلات بسیاری در منطقه کرمان جنوبی باشیم.
اما متاسفانه حاکمیت استان بجای اینکه نیاز شدید منطقه  به آب را برطرف کند پا را در یک کفش کرده و اجرای پروژه ویرانگر انتقال آب را کلید زده است .
وضع حاکم در جنوب استان و کاهش بارندگی ها و مشکلات حاصل از این موضوع می طلبید تا متولیان امر دست مردم را بگیرند نه اینکه همان اندک آبی را که از سرشاخه های هلیل به منطقه سرازیر می شد را سد راه شوند و با انتقال آن به کرمان مشکلات مضاعف و در نهایت نابودی منطقه را رقم بزنند.
گرچه سیاسیون جنوبی به دلیل حفظ منافع سیاسی و شخصی در این رابطه سکوت کرده اند و این موضوع نشان از آن دارد که سیاسون جنوب بی عرضه هستند و قدرت اعتراض در راستای اجرای پروژه ویرانگر جنوب را ندارند .
گرچه حاکمیت استان در همه دولت ها به جنوب بی مهری های زیادی را روا داشته است و محرومیت منطقه خود گواه این مطلب است ولی بستن آب به روی مردمان جنوب از آن اقدامات عجیب و تامل برانگیز است و باید گفت : که نابودی هلیل و جازموریان گزینه روی میز حاکمیت استان است .سیاسیون دیار کریمان برای رفاه و آسایش مردم خود، آب را از گلوی خشک جنوب سلب می کنند ولی سیاسیون جنوب برای حفظ پست و مقام سرشان را همانند کبک زیر برف کرده اند و در این رابطه باید به انها دست مریزاد گفت .سیاسیون دیار کریمان حاضرند آب را به هر قیمتی که شده انتقال دهند ولی سیاسیون جنوبی حاضرند به هر قیمتی در صدد حفظ پست ،منافع سیاسی و شخصی خود باشند.
سیاسیون دیار کریمان با انتقال آب سرشاخه های هلیل جهت مصارف صنعتی می خواهند صنعت کرمان را توسعه بخشند ولی سیاسیون جنوبی خود را به خواب زده اند و انگار نه انگار که قرار است جنوب نابود شود.
سیاسیون دیار کریمان می خواهند آب سرشاخه های هلیل را به هفت باغ و صاحبان قدرت برسانند ولی سیاسیون جنوبی با رویی گشاده ناظر این بی عدالتی هستند و برای حاکمیت استان کف می زنند.
آری محرومیت جنوب حاصل میراثی به نام سکوت مسئولین منطقه است که هیچ وقت در مقابل زیاده خواهی های حاکمیت استان لب به اعتراض نگشود .
محرومیت جنوب استان حاصل سکوت مسئولانی است که نظاره گر صرف اعتبارات جنوب در شمال بودند و با حفظ پست سیاسی و منافع شخصی بر همه ی بی عدالتی ها چشم پوشی کردند.سیاسیون جنوب چه زمانی به خود می آیند ؟گرچه امیدی به آنها نیست زیرا آنها قطعا حفظ منافع سیاسی را به نابودی منطقه ترجیح می دهند.
با چه زبانی باید گفت که انتقال اب سرشاخه های هلیل منطقه را نابود خواهد کرد!؟ امید است تا مسئولان و سیاسیون جنوب با حفظ اتحاد یکبار هم که شده در مقابل زیاده خواهی ها ایستادگی نمایند و حق مردم جنوب را به آنها برگردانند.

۱۳۹۵ بهمن ۱۶, شنبه

داستان مظلومیت مردم جنوب ( کرانه هلیل تا جازموریان)


در سال ها نچندان دور مردمی در صلح و صفا ارامش در کنار تالابی به وسعت دریاچه ای  به کشاورزی و دامداری و گاه ماهیگیری  مشغول بودن و در فصول سال میزبان پرندگان مهاجر بودن   به ناگه آب کم کم کمتر شد
 مردم ان دیار  به دنبال اب امدند و امدن تا اینکه که به دیوار لعنتی وبزرگ بنام سدجیرفت برخورد کردند که تا چشم کارمیکرد عظمت این دیوار لعنتی وخانمان سوز بود و دیگر نتواستند  دیوار  را بشکافند و به خانه برگشتند و از همان آب کمی که در تالاب باقی مانده بود استفاده کردن تا این که اب تالاب ب دلیل نیامدن باران و وجود سد بی خاصیت خشک شد و کشاورزی ها نابود شدند و دام ها تلف و طعمه حیوانات و لاشخورها شدند

و  دیگر صدای آواز پرندگان مهاجر و خوش صدا در آن دیار شنیده نشد

با خشک شدن تالاب و باد هایی که به باد شمال معرف است و روز ها و روزها  در حال وزیدن بود ، این بار  گرد و خاک های کف تالاب را به همراه داشت و تمامی هم نداشت تالاب به بیابانی همچون کویری بی اب علف تبدیل شده بود دیگر کسی از دست این باد و گرد خاک هایی که ماه ها و ماه ها ادامه داشت در امان نبودند
و دیگر امیدی به زندگی در ان دیار نداشتند.وکسی از حال وروزگارشان باخبر نبود.
 مجبور به کوچ از ان دیار شدند و برای نجات فرزندان بی نوا از گرسنگی مجبور به کارگری در گلخانه ها و مزارع بلاد های دیگر  شدند.آن هم به چه فلاکت وخاری خدانصیب هیچ بشری نکند.
 و هم اکنون مردم ان دیار با صفا به سختی و مشقت در حال سپری کردن ادامه حیاط هستند

اما این پایان ماجرا نبود در بالا دست تالاب و در حاشیه رودی که مردمی که   7000سال در ان محل زندگی میکردند و از سهم کمی که از آب پشت دیوار جهنمی داشتند استفاده میکردند که ناگه متوجه کمی آب شدن
وقتی علت را از حاکمان شهر جویا شدن خبر از دو دیوار دیگر در بالا دست شدن و ی لوله جهنمی که گویا قرار است آب را به مزارع و باغات شخصی حاکمان و اطرافیان و ثروتمندان  رسانند

 ولی این بار مردمان ان دیار 7000هزار ساله به حاکمان ظالم دوران  معترض شدن فریاد سر دادند و این فریاد تا تالاب رسیده  و بیداری این مردمان خواب الود و بی نوا در پی داشت
این بیداری  در حال شکل گیری ایست  این بار با وحدت همدلی و اتحاد و همصدایی گوش فلک را کر خواهیم کرد
 و حق چندین ساله  این مظلومان را پس خواهیم گرفت و دوباره تالاب را پر آب و با  گرد و خاک خداحافظی ، و با پرندگان مهاجر آشتی خواهیم کرد

به امید احیای دوباره رود هلیل کهن و تالاب بین المللی جازموریان و ادامه حیات در این سرزمین

۱۳۹۵ بهمن ۸, جمعه

تمدن جیرفت ایران کهن ترین تمدن جهان


تمدن جیرفت ایران کهن ترین تمدن جهان

در زمانی که همه تصور می کردند سومریان نقطه آغاز تمدن بشریت هستند ، نگین مردمان باستانی هلیل رود واقع در جیرفت جنوب استان کرمان ایران زمین درخشید تا دوباره جهان از شگفتی مردمان باستان ساکن سرزمین پرشیا متحیر بمانند . مردمانی که به گفته پرفوسور مجیدزاده ، حدوداً بین 5000 سال تا 10500 سال پیش قدمت دارند . آثار و اشیای یافت شده از این تمدن چنان ظرافت و زیبایی خاصی دارند که قابل مقایسه با هیچ تمدن دیگری نیستند
كشف كهن ترین خط نوشتاری جهان در جیرفت ایران
تمدن جیرفت ایران قدیمی تر از تمدن بین النهرین و قدیمی تر از تمدن سومر بوده است
مدتها تصور می‌شد که کهن ترین تمدن جهان در سومر عراق پای گرفته است اما کشف یک زیگورات (معبد) با قدمت بیش از پنج هزار سال، آثار سنگی بسیار و همچنین کتیبه‌های آجری به خطی ناشناخته از منطقه جیرفت باعث شد باستان شناسان دربارهٔ دانسته‌ها و ادعاهای پیشین خود تجدید نظر کنند.
در این زمان تمدنی کشف شد که قدیمی ترین و وسیع تر از تمدن بین النهرین بوده است . هم چنین مطالعات و کاوش ها نشان می دهد که جیرفت بزرگترین مرکز تجاری جهان بوده است .
شرایط مطلوب آب و هوایی در جیرفت و وجود انواع محصولات کشاورزی موجب شد تمدنی در این منطقه شکل بگیرد که در دوره باستان بهشت جهان محسوب می شده است .
آنان با بررسی دوبارهٔ کتیبه‌هایی که از پیش در مناطق مهم باستانی کشف شده بودند، سعی کردند اطلاعات بیشتری دربارهٔ این تمدن عظیم و ناشناخته به دست آورند و در نهایت پس از تحقیقات فراوان، به تعدادی کتیبه دست یافتند. در یکی از این اسناد که از خرابه‌های شهر اوروك (در جنوب بین النهرین) به دست آمده است، داستان کشمکش میان پادشاه سومر با فرمانروای سرزمین ثروتمندی به نام ارت(جیرفت ایران) ثبت شده بود و در کتیبه دیگر، پادشاه سومری سعی کرده بود با گذر از شهر شوش و ۷ رشته کوه، به سرزمین ارت حمله کند.
بررسی دقیق اینکه کتیبه ها و آثار کشف شده این فرضیه را به اثبات نزدیک می کند که شهر افسانه ای و کمشده ارت که در شرق ایران قرار داشته به احتمال زیاد همان شهر جیرفت است .
در داستان های باستانی سومری از کشوری به ‌نام اربَتّە (اربت) سخن رفته، که نسبت به میان‌ رودان در مشرق‌ زمین واقع شده بود. گفته شده ارته ( جیرفت ایران )کشور پهناوری بود، و نخستین پادشاهی جهان را داشت، و سرزمینها و اقوام منطقه را زیر نفوذ فرهنگی خود اداره می کرد، عدالت را در جهان بر قرار، و مردم را با قانون آشنا کرده، و به آنها یاد داده برادرانه در کنار یکدیگر زندگی کنند، و به دینها و عقاید یکدیگر احترام بگذارند، و از تعدی بهم خودداری کنند. اهل تاریخ از این تمدن بی ‌خبر بودند، تا آنکه در سال ۱۳۷۹ نشانه های یک تمدن بزرگ و کهن یافت شد. تمدنی در مرکز جنوب شرق ایران‌، که کلیت نظریۀ پیدایش تمدن های جهانی را زیر و رو کرد زیرا معلوم گردید که اینجا زادگاه و گهواره تمدن است.
از آثار کشف شده در حوزهٔ تمدن جیرفت می‌توان به ظروف و پلاک‌های سنگی با نقوش بسیار ظریف از موجوداتی چون عقاب، عقرب و پلنگ اشاره کرد که نظیر آنها در هیچ یک از محوطه‌های باستانی جهان کشف نشده است.
شاید ادامه اکتشافات و تحقیق روی آثار کشف شده ، باستان شناسان به این نتیجه برسند که از این پس به جای بین النهرین عراق ، می بایست جیرفت ایران را مهد کهن ترین تمدن بشری در جهان نامید
پروفسور هالی پیتمن، عضو گروه باستان‌شناسی تمدن جیرفت می‌گوید: ((در آمریكا از کاوش‌های جیرفت، به عنوان بزرگ‌ترین طرح باستان‌شناسی خاورمیانه یاد می‌شود. در فرانسه ، انگلستان ، ایتالیا و دیگر کشورهای جهان نیز اهمیت تمدن جیرفت پذیرفته شده و بحث‌ها بیشتر روی جزئیات آن است، مقالات و پژوهش‌های درج شده در نشریات و مجلات معتبر و چاپ کتاب‌های متعدد، تاییدکننده این رویکرد است. بسیاری از پژوهشگران، مورخان و کارشناسان اعتقاد دارند اگر در ۵۰ سال آینده قرار است اتفاق مهمی در باستان‌شناسی جهان رخ دهد، به یقین در جیرفت و منطقه جنوب شرقی ایران خواهد بود.))

۱۳۹۵ دی ۳۰, پنجشنبه

کرم خراط در کمین درختان گردو در بخش ساردوئیه

yousef Shahdadi:
بخش ساردوئیه قطب تولید گردو در شهرستان جیرفت می باشد منطقه کوهستانی که که از پل هنزا در بخش هنزاء در شهرستان رابر ابتدای حوزه استحفاظی شهرستان جیرفت تا منطقه دلفارد که متعلق به بخش ساردوئیه می باشد انبوه درختان گردو در روستا های بخش ساردوئیه شاهد هستیم محصول اکثریت روستاهای ساردوئیه درخت گردو می باشد که از لحاظ کیفیت مغز گردو این منطقه عالی می باشد بخش ساردوئیه پتانسیل سرمایه گذاری در تولید وکشت درخت گردو را دارد با اصلاح نژاد درخت گردو واصلاح باغات گردو در بخش می توان کامهای بزرگی برداشت با مدیریت باغات گردو در منطقه می توان تولید سرمایه واشتغال نمود که باعث پشرفت در منطقه شود اکثریت روستاهای بخش وساکنان وکشاورزان وباغداران منطقه ساردوئیه اقتصاد خانوارهاي انها بستگی به باغهای گردو در منطقه دارد بنابراین با وجود افت کرم خراط والوده شدن باغات گردو منطقه به کرم خراط اقتصاد خانوارهاي روستایی منطقه ساردوئیه با خطر مواجه می شوند لذا اداره جهاد کشاورزی بخش ساردوئیه باید اقدامات اساسی جهت مقابله با این افت در باغهای گردو منطقه انجام دهد تا جلوی رشد وهمه گیر شدن این افت که بلای باغهای گردو منطقه می شود گرفته شود .
همرز بودن بخش ساردوئیه با شهرستان رابر والوده بودن باغات گردوی این مناطق باعث می گردد افت کرم خراط با سرعت هر چه بیشتر به باغهای گردو هم مرز با شهرستان رابر سرایت کند لذا جهاد کشاورزی مبارزه همگانی ومیدانی را در مناطق گردو خیز بخش ساردوئیه که با روستاهای که باغات الوده دارند اقدامات لازم را انجام دهد اموزش کشاورزان توزیع چسب اکواریم وسم وسیمهای مفتولی در روستا های الوده به افت کرم خراط در باغات گردو جهت جلوگیری وریشه کن کردن این افت اقدامات لازم انجام گردد امید می رود مسوولان بخش ساردوئیه و اداره جهاد کشاورزی بخش ساردوئیه جهت مقابله با این آفت که بلای جان گردوهای منطقه ساردوئیه می شود همه پتانسیلهایی خود جهت مقابله با این افت بسیج شوند و از مسوولان شهرستانی واستانی بخصوص سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان منطقه جیرفت وکهنوج وهمچنین فرمانداری شهرستان جیرفت واستانداری کرمان درخواست کمک شود تا به یاری باغداران وگردو گاران منطقه امده تا این درخت در منطقه ساردوئیه استوار مانده تا مردم منطقه که اقتصاد خانوارهاي انها از این راه تامین می گردد زیان دیده نشوند وشاهد شکوفایی منطقه باشیم
yousef Shahdadi:
کرم خراط جزو آفت‌هاي ثانويه گردو است و بهترين راه مبارزه با آن تغذيه مناسب درخت از طريق آبياري و کود حيواني است. کرم خراط دوست دارد، شاخه‌هاي خشکيده گردو را بخورد و اگر با آبياري مناسب و کود حيواني به آن رسيدگي شود در نتيجه با زنده نگه داشتن بوته خيلي سريع مي‌توان با اين آفت مبارزه کرد باغداران توجه داشته باشند که در هنگام آبياري درخت بايد به شکلي در مرکز جزيره‌اي قرار گيرد تا آب با تنه برخورد نکند و در همان شيارهايي که در اطراف درخت ايجاد مي‌شود.
کود حيواني در گودال‌هايي به عمق نيم متر قرار گيرد. اگر اين اقدامات دير آغاز شده و درخت به کرم خراط آلوده شود بايد شاخه‌هاي خشکيده هرس و سوزانده شوند بايستي در اينصورت کرم هاي موجود در سوراخ هاي درخت از طريق وارد کردن سيمهاي فلزي نازک کشته شوند و محفظه‌ها با خمير آنتي تارلو پر شوند . اگر درختان گردو با تنش کم آبي مواجه شده باشند به آفاتي نظير کرم خراط آلوده مي شوند اين آفت به شاخه هاي خشک درختان بيشتر حمله مي کند به همين دليل در صورتي که درختان تحت تنش باشند شيوع اين آفت در باغها بيشتر مي شود. شيوع اين آفت در ميان درختان گردو بخش ساردوئیه گزارش شده است شيوع کرم خراط مي تواند موجبات از بين رفتن محصول گردوکاران را سبب گردد لذا بايد تلاش شود تا از گسترش آن جلوگيري نمود.
استفاده از سموم تدفيني،خارج کردن لاروهاي کرم خراط با استفاده از سيم‌هاي مفتولي، کودهي و آبياري صحيح و به موقع درختان را از بهترين روش‌هاي دفع اين آفت می باشد .
بهره برداران و گردوکاران از جايگزيني روش‌هاي سنتي بدون مشورت با کارشناسان جهادکشاورزي خودداري کنند. مبارزه با کرم خراط آسان‌تر و کم‌هزينه‌تر است و بهترين راه مبارزه با آن تغذيه مناسب درخت از طريق آبياري و کود حيواني است .
کشاورزان باید در صورت مشاهده لکه های چرب یا خاک به صورت پودر شده در مزارع با کارشناسان کشاورزی مشورت کنند تا از نابودی محصولاتشان با آفت کرم خراط جلوگیری شود . لارو کرم خراط درون چوب مخفی می شود و سم پاشی برای مقابله با این آفت موثر نیست و باید با فرو بردن سیم مفتولی آغشته به سم در داخل دالان های فعال و بستن دالان، لارو را از بین برد.آفت کرم خراط ، به سراغ درختانی می رود که تشنه و ضعیف رها شده اند و به تدریج سبب از بین رفتن درختان و خشک شدن آن می شود.استفاده از کود مناسب برای تقویت درختان و همچنین هرس سرشاخه های تازه آلوده شده و سوزندان آن نیز از جمله راههای پیشگیری از آلودگی درختان به آفت کرم خراط و مبارزه با آن است .

۱۳۹۵ دی ۲۱, سه‌شنبه

پیام تسلیت به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام




انالله و انا الیه راجعون 

خبر درگذشت جانگداز مجاهد فقیه ، یار دیرین امام (ره)، یاور روزهای سخت انقلاب و رهبری، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی، شوکی بزرگ بر پیکر ملت شریف ایران بود و موج عظیمی از غم و اندوه را در سر تا سر کشور رقم زد . 
مبارزات مستمر این شخصیت عالیقدر در راه برپایی حاکمیت دینی در دوران پیش از انقلاب و حضور موثر و تعیین کننده او در همه عرصه‌های انقلاب از آغاز تا امروز از وی شخصیتی ممتاز و تکرار نشدنی در تاریخ معاصر ایران ساخته است.
ایشان پس از عمری مجاهدت و تلاش بی وقفه در راه اسلام و انقلاب به یار دیرین خود امام خمینی(ره) پیوستند و یاد و خاطره ایشان تداعی گر روزهای پیروزی و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی است و تلاش های دلسوزانه ایشان برای مجد و عظمت ایران اسلامی همواره بر تارک تاریخ این سرزمین خواهد درخشید.
و بر همین اساس ضمن ارج نهادن به خدمات ارزشمند و عمر بابرکت این عالم مجاهد، مراتب تسلیت و تعزیت خود را به پیشگاه امام عصر (عج)، رهبر معظم انقلاب، ملت عزیز ایران و مردم روستا سه چشمه ساردوئیه از توابع شهرستان جیرفت ابراز می دارم و از خداوند متعال علو درجات را برای ایشان مسالت دارم.
یوسف شهدادی 
مسئول شورای اسلامی روستا سه چشمه ساردوئیه درشهرستان جیرفت